تبلیغات
اذیت و آزار با اجنه (داستان واقعی زندگی من) - یافته های جدید 2
اذیت و آزار با اجنه (داستان واقعی زندگی من)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


وقایع عجیبی در زندگی من روی داده است در زمینه اذیت و آزار توسط اجنه. ابتدا فکر می کردم تله پاتی است. خلاصه ای از آن را برای ثبت در تاریخ در این وبلاگ گذاشته ام. مجید نواندیش هستم. ایمیل: nzibayi@gmail.com

مدیر وبلاگ :مجید نواندیش
نویسندگان
با سلام خدمت دوستان

مجید نواندیش : نتیجه جدیدی که به آن دست یافته ام، این است که عامل انسانی تعداد جن را تسخیر کرده، آن را برای اذیت و آزار من با روش خاص تربیت نموده ، آموزش داده و آنها این کار را دیگر انجام می دهند.
قبلا فکر می کردم که عامل انسانی همه افکار من را در هر لحظه می فهمد و با استفاده از جن ها مثلا با توجه به افکار تیک های گوش را می فرستد. همچنین هر آنچه که می بینم می بیند و با توجه به آنها تیک های گوش و .... را می فرستد. ولی با توجه به به میزان بلند زمان مثلا یک روز شب روز وجود وی، بنظر غیر ممکن است که یک نفر باشد. به این نتیجه رسیدم که چند نفر هستند. ولی الان معتقدم اینکه یک نفر همه افکار ، همه آنچه که می بینم را در تمامی لحظات شب و روز بخواهد بفهمد منطقی نیست. بنظرم وی اجنه هایی برای طرز اذیت خاص من تربیت کرده و آموزش داده است و آنها دیگر با توجه به افکار و اعمال من خودشان عمل می کنند.

من بر روی عامل انسانی تاکید دارم. مطمئن هستم که اجنه به خودی خود کاری به کار آدم ها ندارند. مطمئن هستم که یک عامل انسانی پشت قضیه هست که جن ها را تسخیر کرده است برای اذیت کردن من.

الان به مدت تقریبا 2 هفته است اذیت ها بسیار نادر شده است. تقریبا دیگر وجود ندارد. آخرین اذیت ها موقعی بود که از استراتژی اصطلاحا پلیس خوب پلیس بد استفاده می کرده اند. قبلا گفته ام تیک های گوش راست نقش پلیس خوب و تیک های گوش چپ نقش پلیس بد را دارند. بواقع تیک های گوش راست تایید کننده اعمال و افکار خوب من و تیک های گوش چپ تایید کننده اعمال و افکار بد من هست. هر دو یک نفر هستند. ولی برای اذیت من دو شخصیتی عمل می کنند. اولی نقش یک آدم خوب دومی نقش یک آدم شرور را بازی می کند. در اخرین استراتژی و خطرناک ترین آن، روش کار این است که پلیس خوب سعی می کند اعتماد سازی کند و اعتماد من را بدست بیاورد تا من اراده خود را به وی بسپارم و هر چه تزریق فکر روی می دهد گوش کنم. که البته با چندتا فحش دادن به وی این استراتژی نقش بر آب شد و بعد از آن اذیت ها کم کم روند قطع به خود گرفت.





نوع مطلب :
برچسب ها : اجنه، اذیت و آزار،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 مرداد 1394
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی