تبلیغات
اذیت و آزار با اجنه (داستان واقعی زندگی من) - معرفی
اذیت و آزار با اجنه (داستان واقعی زندگی من)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


وقایع عجیبی در زندگی من روی داده است در زمینه اذیت و آزار توسط اجنه. ابتدا فکر می کردم تله پاتی است. خلاصه ای از آن را برای ثبت در تاریخ در این وبلاگ گذاشته ام. مجید نواندیش هستم. ایمیل: nzibayi@gmail.com

مدیر وبلاگ :مجید نواندیش
نویسندگان
مجید نواندیش : ابتدا لازم است که دلیل پرداختن به این موضوع را مشخص کنم. دلیل من برای نوشتن در اینجا با اینکه می دانم بسیاری من را اسیکزوفرنی می دانند برای ثبت در تاریخ می باشد. مطمئن هستم روزی خواهد آمد که تله پاتی و امکان پذیری آن اثبات خواهد گردید.
در طول زندگی من اتفاقات خاص و بسیار منحصر به فردی روی داده است. در جوانی دچار افسردگی شدید شدم. از نظر اجتماعی کلا منزوی شده بودم و دچار مشکلات جدی شده بودم. نمی دانستم دچار افسردگی هستم. فقط دچار انزوای و نشانه های حاد افسردگی بودم و راه حلی برای آن نمی شناختم.

1- استخاره

یکبار همینطور لای قران را باز کردم دیدم آیه مجادله نکردن آمد. بنظرم چیز معنی داری برای من بود. اینکار را روزهای دیگری هم تکرار کردم و جالب این بود که چیزهای معنی داری با توجه به حوادث پیرامون من می آمد و دستورات خوبی به من داده می شد.
این کار را ادامه دادم. خانواده من و کم کم جوان های محل و فامیل متوجه این قضیه شدند و برایشان جالب آمد. البته بسیاری از مواقع هم معنی آیات را نمی فهمیدم و متوجه نمی شدم. در آن موقع دنبال کار هم می گشتم. با هماهنگی این جوان های محل و ... یک جایی من استخدام شدم. هدف آنها کمک به رفع افسردگی من البته بود. در محل کار به من آموزش هایی می خواستند بدهند تا بتوانم افسردگی خود را برطرف نمایم و مشکل غیراجتماعی بودن خودم را حل کنم.
من از این آموزش ها با استفاده از قران و با استفاده از استخاره مطلع می شدم. محل کار من زیرزمین نمازخانه ای داشت که هر بعد از ظهر یا هر چند ساعت یکبار به آنجا مراجعه می کردم و با کمک قران آموزش ها را دریافت می کردم.
واقعیت این است که می دانم بسیاری اصلا به استخاره اعتقاد ندارند و آنها را خرافات می دانند. اما واقعیت این است که تفال، باز کردن لای کتاب حالا چه قران باشد چه حافظ و شاید چه کتاب های دیگر واقعیت دارد. نیروی ماوراء الطبیعه و مرموزی در این دنیا وجود دارد که شاید شبه جذب باشد و هنگامی که شما در مورد قضیه ای نیت می کنید نظر کلی مردم درباره آن هنگام باز کردن کتاب تبلور پیدا می کند. بعد از مدتی اذیت کنندگان راه دستکاری کردن استخاره ها و گمراه کردن من با آنها را یاد گرفتند و من دیگر فهمیدم که استخاره و کتاب باز کردن فایده ای ندارد و تا حد زیادی آنر را کنار گذاشتم.
با گذشت زمان و استفاده از قران افراد بسیار زیادی من را شناختند. آنها عموما سعی می کردند من را بگونه ای اذیت کنند تا نسبت به نشانه های افسردگی مقاومت تر گردم. اما این روند دیگر حالت افراط گرفت و از تعادل خارج شد. بسیاری دیگر بی دلیل مرا همینطور مورد اذیت و آزار قرار می دادند. دیگر تبدیل به یک عادت برای دیگران شده بود.

2- تیک های درون گوش

اذیت ها بسیار آزاردهنده بود. من بعد از مدتی در پی اختلاف با خانواده رفتم بصورت مستقل زندگی کنم. اذیت ها بعد از مدتی باعث شد که من سعی کنم مذهبیت را در خودم تقویت کنم و نمازهای با دقت و توجه و طولانی می خواندم.  نمی دانم بخاطر نماز بود یا اذیت کنندگان بعضی ها به پیشرفت خاصی رسیدند. کم کم صداهای تیکی در گوش خودم می شنیدم. ابتدا فکر می کردم صداها از پشت دیوار خانه هست و توجه نمی کردم. اما برایم یک سفر پیش آمد. در طی سفر و در ماشین تیک های درون گوش من وجود داشت. یک تیک هایی درون گوش چپ و راست من روی می داد که با افکار من سنکرونی داشت. بواقع رد کننده یا تایید کننده افکار من بود. کاملا هوشمند بود.  تیک ها سنکرون با هر آنچه که من می دیدم بود. یعنی آن کسی که تیک ها را می فرستاد هر آنچه من به آن فکر می کردم می فهمید. هر آنچه من می دیدم می دید.

3- اثرگذاری بر روی حیوانات

همچنین متوجه شدم که بر روی احساس حیوانات نیز قادرند تاثیرگذاری کنند. مثلا روی قارقار کلاغ ها. وقتی من سرحال بودم و موفق عمل می کردم کلاغ ها قارقار می کردند. روی اثر مهربان شدن حیوانات، حرکات حیوانات و ... هم می توانستند آن ها را کنترل کنند و تاثیر بگذارند.

4- خارش ها

تیک های گوش بسیار آزاردهنده بود. اما بعد از مدتی اثرات جدیدی از تله پاتی و گیرندگی را کشف کردم. این بود که می توانستند جاهای دلخواه از بدن من را بخارانند. مثلا خاراندن دست های من به معنای انجام کار زشت بود. دست ها پاها، بینی، سر، چشم ها، و ... من را می خاراندند و تاثیر می گذاشتند.

5- تزریق فکر

همچنین قادر بودند که به من فکر تزریق کنند. اینکار از طریق اعصاب شنوایی صورت می گرفت. شبیه شنیدن بود اما شنیدن نبود. تزریق فکر بود اما در محدوده اعصاب شنوایی. بعضی شب ها خواب های و رویاهای عجیبی می دیدم که فکر و تصور می کنم تزریق فکر خارجی بود.

6- صداهای مجازی

اذیت کنندگان قادر بودند صداهای بسیار کوچک مجازی همچون اه، برو، ... اینها را در هرجایی اطراف من که می خواستند می توانستند تولید کنند.  تا مدت ها تصور می کردم اینها همسایه ها هستند و واقعا برای من عجیب بود. اما اکنون متوجه شده ام که این صداها مجازی هستند. در هر جایی بخواهند می توانند این صداها را تولید کنند. چطور؟ خودم هم نمی توانم. فرضیه ام این است که با کمک اجنه اینکار را می کنند.

7- فرستندگی

همچنین متوجه شدم افرادی در محدوده نزدیک به من قادر به تشخیص خواندن افکار من می باشند. آنها با دقت افکار من را می خواندند. البته آن موقع تصور می کردم که تیک های درون گوش و خارش کار همسایگان و افراد نزدیک محدوده خانه من می باشد و آنها با خواندن افکار من این ها را می فرستند. البته الان چنین نظری ندارم. علاوه بر امکان خواندن افکار من توسط افراد همسایه، یک تله پاتی آنلاین هم وجود داشت.

8- تله پاتی آنلاین

در تله پاتی آنلاین، وقتی من برنامه تلویزیون برنامه زنده می دیدم یا حتی برنامه ماهواره بصورت زنده، افراد آن طرف وجود من را بنظرم حس می کردند. شاید حتی بعضی از افکار من را اگر می خواستند می توانند دریافت کنند. البته این می دانم که کاملا غیرقابل باور بنظر می آید.

9- بیماری اسکیزوفرنی

بعد از سفر، من بصورت مستقل اما با رفت و آمد خانوادگی زندگی می کردم. این ها باعث شده بود که من بسیار اذیت و آزار شوم. یک داکیومنت بسیار طولانی از این ها نوشتم و به خانواده نشان دادم. تصور می کردم افراد خانواده ام هم افکار من را می فهمند و من را تایید می کنند. اما آنها رد کردند و من را به دکتر بردند. دکتر هم تشخیصش اسکیزوفرنی بود. من را در بیمارستان بستری کردند. به من شوک الکتریکی دادند و ... و دیگر من فهمیدم که باید سکوت کنم.  بعد از ترخیص تا حدود 5 سال ( تا حدود یکسال قبل) با اینکه مدتی دواهای دکتر را مصرف می کردم، اذیت و آزارها ادامه داشت و من سکوت کردم. همه موارد بالا وجود داشت. البته کم کم با مرور زمان در طول این سال ها اذیت و آزارها کم شد. من فهمیدم که خانواده ام واقعا مطلع نیستند. بعد از مدتی سرکار رفتم و به فعالیت پرداختم.

10- عود بیماری اسکیزوفرنی

بعد از 5.5 سال، حدود سال قبل همین موقع ها، اذیت و آزارها و فشار کاری باعث شد که من واقعا مریض شوم. دچار وهم و خیالات شدم. بار دیگر بستری شدم و باز هم تعدادی شوک الکتریکی به من دادند. بعد از بیمارستان، اولین اتفاق خوبی که افتاد این بود که تیک ها، خارش های تقریبا قطع شده بود. بنظر می آید که شوک های الکتریکی با مغز من کاری کرده بود که این ها تقریبا قطع شود. اما بعد از مدتی بعضی مواقع به ندرت اذیت کنندگان تزریق فکر می کردند و حرفهایی زدند.
الان هم که این مطالب را می نویسم، باز هم اذیت های در سطح بسیار کم وجود دارد. صداهای خارجی غیرواقعی بسیار وجود دارد. تیک ها و خارش ها بعضی مواقع بصورت ضعیف وجود دارد. تزریق افکار هم بعضی شب ها روی می دهد.

11- بررسی ها

تا مدت ها وجود تیک ها و گیرندگی و فرستندگی باعث شده بود که دنیا را بصورت دو قطبی چپ و راست ببینم. تصور می کردم که کسانی که به گوش چپ من متصل هستند با کسانیکه به گوش راست من متصل هستند متفاوت باشند. اما الان می دانم که پشت فرمان یک نفر هست. اینکه چطور اینکار صورت می گیرد هنوز برای من مشخص نیست؟ اما تصور می کنم اینکار را با کمک اجنه انجام می دهند. متوجه شده ام کسانیکه دارای قدرت فرستندگی بر من هستند عوام نیستند. قبلا فکر می کردم آدم های عامه هستند. آدم های خاصی هستند که قدرت خاصی دارند.

12- اعتبارسنجی

واقعیت این است که این نوشته ها هیچ فایده ای برای من ندارد. این نوشته ها هیچ نفع مادی برای من ندارد و من دنبال باز کردن هیچ دکانی نیستم. بنابراین فکر نکنید که دنبال باز کردن دکان هستم و دارم دروغ می گویم. اما آیا من بیمار اسکیزوفرنی هستم یا واقعیت را می گویم؟ هر دو :)
همانطور که گفتم در آخر کار اذیت و آزارها باعث شد که من واقعا دچار بیماری شوم. بنده دارای تحصیلات آکادمیک بالا از یکی از بهترین دانشگاه های ایران هستم. همچنین در زمینه تله پاتی آن زمان تحقیقات مفصلی کردم. یک قطعه سربی خریدم و سعی کردم سرم را داخل آن بگذارم ببینم تیک ها قطع می شود یا نه؟ دیدم قطع نشد. همینطور آزمایش MRI  دادم که دارای سلامت بود. بنده تاالان حدود 6.5 سال است که با این مسئله روبرو هستم. الان تاحدی داروی اسکیزوفرنی مصرف می کنم. اما این ها کماکان وجود دارد. آیا واقعا اینها بر آمده از وهم و خیال من هستند؟ با اطمینان 100% می گویم اینطور نیست. من در اینباره بارها راستی آزمایی کردم. بارها تحقیق کردم. اذیت و آزارها تصادفی نیست. برآمده از وهم و خیال من نیست. کاملا هوشمند است. سنکرون با اتفاقات پیرامون زندگی من، وضعیت روحی و روانی من، همچنین افکار من می باشد.

دوست دارم در صورتیکه شما هم تجربه مشابهی در زمینه تله پاتی دارید، بنده را مطلع کنید. لطفا در صورت داشتن تجربه مشابه به بنده ایمیل بزنید.

متشکرم





نوع مطلب :
برچسب ها : تله پاتی، فرستدگی، گیرندگی، استخاره، اسکیزوفرنی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 خرداد 1394
چهارشنبه 11 مرداد 1396 01:14 ق.ظ
سلام دوست عزیز من استادی از علوم غریبه هستم اگر بتونم درباره اذیت اجنه کمکتون کنم خوشحال میشم چند راه برای دور کردن اجنه هست اول با طلسم و ایات و اگر جواب نداد دراخر و اخرین مرحله باید اون جن عارض احضار بشه و قانع بشه ک باید از بدن شما دور بشه اگر کسی بود ک کمک خوذست من در خدمتم ۰۹۱۷۵۰۶۸۵۵۴ شیخی هستم وات ساپ پی ام بدین
شنبه 8 خرداد 1395 05:07 ب.ظ
خدارو شکر ک بهت دستور قتل نمیدن عزیزم حتما برو کلاس فرادرمانی تا از شر اجنه راحت شی اگه تهران زندگی میکنی پیدا کردن کلاسا راحت تره
شنبه 8 خرداد 1395 05:07 ب.ظ
خدارو شکر ک بهت دستور قتل نمیدن عزیزم حتما برو کلاس فرادرمانی تا از شر اجنه راحت شی اگه تهران زندگی میکنی پیدا کردن کلاسا راحت تره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی