تبلیغات
اذیت و آزار با اجنه (داستان واقعی زندگی من)
اذیت و آزار با اجنه (داستان واقعی زندگی من)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


وقایع عجیبی در زندگی من روی داده است در زمینه اذیت و آزار توسط اجنه. ابتدا فکر می کردم تله پاتی است. خلاصه ای از آن را برای ثبت در تاریخ در این وبلاگ گذاشته ام. مجید نواندیش هستم. ایمیل: nzibayi@gmail.com تلگرام: vesta_ri@

مدیر وبلاگ :مجید نواندیش
نویسندگان

اکنون اذیت های شیاطین به پایان رسیده است و با پروردگار و ملائکه به لطف خداوند دارای ارتباط وحیانی می باشم. 

اکنون در وبلاگم

https://dolphinmaghalat.blogspot.com


مقالاتی درباره دین اسلام، پاسخگویی به شبهات دینی، احکام اسلام همراه با پیام های وحیانی پروردگار و ملائکه را منتشر می نمایم. 


کانال تلگرامی مرتبط


https://t.me/islamshobahat


صفحه فیس بوک مرتبط


'https://www.facebook.com/islamshobahat


آی دی تلگرام:

https://t.me/vesta_ri





نوع مطلب :
برچسب ها : شبهات دینی، احکام اسلام، پروردگار و ملائکه،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 17 مرداد 1397

مجید نواندیش : یکی از چاکراهایی که گفته اند در بدن انسان وجود دارد آجنا یا چشم سوم می باشد. این چشم نام های زیادی از جمله تیسرتیل، معرفت دل و چشم بصیرت و ... دارد. محل آن در پیشانی است. از طریق آجنا می توان با جهان ماورایی از بعد زمان و مکان ارتباط برقرار کرد.

در گذشته در انسان ها چشم سوم یا آجنا باز بوده است. اما به مرور زمان در انسان ها بسته شده است. اما با تمریناتی قابل باز کردن است و می توان قدرت تحریک و گیرندگی آن افزایش یابد. دانشمندان معتقدند که این چشم شبیه یک لوبیا در بین دو ابروست و سیگنال های انرژی را دریافت می کند.

تاکنون می پنداشتم که با گوش بدنی خودم و همچنین مغزم صداهای نیروهای خیر و شر، عتید و رقیب و ... را می شنوم. اما اکنون می دانم که روح علاوه بر چشم دارای گوش هم می باشد و با باز شدن آن می تواند با موجودات غیبی ارتباط برقرار کند و صداهای آنان را بشنود. صدا نیست، صوت نیست، ارتباط فکری میان ارواح است. 

تا بحال عمدتا، از ناحیه گوش های بدنی ام با من صحبت می کردند. قبلا گفته ام بعضی وقت ها هم از نواحی مختلف مغزم صحبت می کردند. اما طی تجربه ای بهم نشان دادند، از تمامی نواحی حتی اطراف مغز البته نزدیک آن هم می توانم بشنوم. با گوش بدنی نیست که می شنوم. با گوش روح است که می شنوم.

نمازهای خاصی که در جوانی خواندم باعث باز شدن گوش روحم گردید. نیروهای شر آمدند و بسیار اذیت و آزار کردند. اما این روزها حال خوبی دارم. اذیت و آزارها و حضور نیروهای شر به حداقل رسیده است. همنشین نیروهای خیر ملائکه و ... شده ام. سخت مشغول نویسندگی هستم. امید دارم به امید خدا بزودی اتفاقات خوبی خواهد افتاد. التماس دعا دارم.





نوع مطلب :
برچسب ها : آجنا، چشم سوم، گوش روح، وحی، ملائکه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 1 تیر 1397
مجید نواندیش : تجربه خود از وحی را در سایت نیلوفر روایت کرده ام. پیشنهاد می کنم بخوانید.

http://www.neeloofar.org/critic/123-notation/1816-110397.html






نوع مطلب :
برچسب ها : نیلوفر، neelofar.org،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 1 تیر 1397
مجید نواندیش : 
http://gheybname.mihanblog.com/

در این وبلاگ به معرفی عالم غیب، شامل اجنه، ملائکه و فرشتگان، خداوند و .... می پردازم. همچنین بعضی مطالب دینی را مطرح می نمایم.





نوع مطلب :
برچسب ها : عالم غیب، جن، ملائکه، فرشتگان،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 24 فروردین 1397

مجید نواندیش : اولا: من الان می دانم فقط رقیب و عتید نیستند، یعنی کلا فقط با یک جن و یک موکل ارتباط ندارم. عتید و رقیب دو تا ثابت هستند.اما جن های زیاد دیگری که عمدتا هم کافر و باطل هستند مدام می آیند و می روند. دقیقا از نظر فیزیکی مشابه رقیب و عتید عمل می کنند. بواقع خودشان را بدل آنها جا می زنند. شرارت می کنند، قاطی پاطی می کنند و می روند.

دوما: بعضی وقتا که حال روانی خوبی پیدا می کنم، دیگر دست نیروهای جن و شر به من نمی رسد. بواقع رابطه اشان قطع می شود. مگر اینکه به آنها توجه کنم و ارتباط بسازم خودم. در اینحالت فقط رقیب و عتید وجود دارند. در اینحالت فقط از اطراف خانه پشت پنجره نیروهای شر می توانند صدا تولید کنند و اذیت کنند. بنظرم این همان مربوط به آیه الا من استرق السمع و تعدد آسمان ها کنایه از طبقه بندی درجات روح می باشد.

سوما: در مواقع حساس و بحرانی و در مواقعی که دچار مشکل می شوم رقیب و عتید واقعا کمکم می کنند. کمک های واقعا ارزشمندی هم می کنند.

چهارما: برای درد کم انرژی بودن می گویند خرما بخورم  و هسته خرما را در دهانم بمکم. خرما و هسته خرما برای نیروهای خیر مفید است و مشکل کم انرژی بودن را برطرف میکند.

پنجما: درباره اذیت شدن های بسیار شدید می گویند. جن سمت چپ که بواقع عتید بود،  نسبت به من قیاس کرد، دچار حسادت شد و لذا شروع به شرارت کرد. بواقع مثل داستان ابلیس در داستان نمادین آدم و حوا. اما من توانستم در مقابلش دوام بیاورم، دیگر اخراجش کرده اند و از اندوه دق کرد و الان جن دیگری عتید می باشد که تحت فرمان رقیب می باشد.

ششما: عتید بواقع انسان را مهیا و آماده برای امتحان ها و سختی ها و مشکلات و مواجهه با شیاطین می کند، می تواند از جنس جن یا فرشته باشد. رقیب از جنس فرشته است، با انسان های خوب و آماده برای تعالی روح رقابت می کند و از آنها امتحان می گیرد. اینان مراقبان و مشاهده گران اعمال انسان نیز می باشند.





نوع مطلب :
برچسب ها : رقیب، عتید، خرما، هسته خرما، هفت آسمان،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 9 بهمن 1396

مجید نواندیش : در گذشته ارتباطات بسیار کم و محدودی داشتم. جدیدا سعی کرده ام ارتباطات خودم را گسترش بدهم. در بازخورد و فیدبک از افراد فهمیده ام دارای صفات جالبی می باشم. تابحال چندین بار به من گفته اند که دارای آرامش، طمانینه خاصی می باشم. خیلی آرام هستم. هیچوقت عصبانی نمی شوم. همچنین انرژی مثبت خوبی در جمع ها و برخورد با افراد دارم. من تقریبا به این نتیجه رسیده ام که روند اذیت ها، تربیت قرانی باعث شده است که من روح قوی پیدا کنم. افرادی که نزدیکی و رفاقتی با من پیدا کنند، خیلی راحت و براحتی نسبت به احساس و اداراکات  روحی من آگاهی پیدا کرده و دور آگاهی پیدا می کنند. دیگران خیلی راحت وجود من را احساس می کنند و این بنظرم نشانه ای از قوی بودن روح بنده می باشد. با اینکه برای خود من بسیار استرس آور، اضطراب آور و اذیت کننده هست. من احساس می کنم آدم قوی هستم. فریب دادن، بازی دادن، کنترل کردن من ساده نیست. اذیت و آزارهای سازنده به بنده توانایی های خوبی داده است.

واقعیت این است که اذیت می تواند برای انسان سازنده باشد. واقعیت این است که من هنوز از راهنمایی های قران استفاده بسیار زیاد (روزانه چندین بار) می برم و استفاده از قران برای من بسیار مفید است. وضعیت احساسی و روانی خودم را می فهمم و یاد می گیرم چون تعادل احساسی و روانی پیدا کنم. من به این نتیجه رسیده ام که بخشی از اذیت و آزارهایی که دیده ام سازنده بوده و من را ساخته است.

همچنین تقریبا به این نتیجه رسیده ام که جن و موکل مرتبط با من به احتمال زیاد بواقع همان عتید و رقیب هستنند آنها مسئول اذیت کردن های فراوان و وقایع بدی که برای من اتفاق افتاده است، نیستند. آنها فقط با نقش بازی کردن، اذیت های کلامی و فکری، سعی کرده اند من را بسازند. آنها من را مورد امتحان فراوان قرار داده اند. سعی کرده اند ثبات روحی و احساسی من را تقویت کنند.

من دارای سه نقطه ضعف می باشم. اولا از نظر مالی حساس بوده و نسبت به ضرر مالی آسیب پذیر از نظر روانی هستم. همچنین از نظر اجتماعی و روابط اجتماعی از جوانی بعلت افسرده شدن بسیار ضعیف بوده و از نظر اجتماعی در میان مردم احساس ضعف می کنم. در جوانی بعلت افسرده شدن کاملا از نظر اجتماعی منزوی شده بودم و توان حضور در اجتماع را نداشتم. دارای بیماری Social Anxiety Disorder یا فوبیای حضور در اجتماع شده بودم. اما به کمک قران، این بیماری در من به حد زیادی رفع شد. واقعا قران ، همچنین اذیت های سازنده باعث شدند که این بیماری و فوبیا و وحشت من از حضور در اجتماع میان آدم ها تا حد زیادی برطرف گردد. هر چند هنوز هم در این زمینه دارای ضعف هستم. سوما من خودشیفته هستم. این یکی از خطرناک ترین نقاط ضعف من می باشد. آمادگی زیادی برای خودشیفتگی ، دارای خودبزرگ بینی شدن و .... می باشم.

من در تمام طول این مدت که مورد اذیت و آزار قرار می گرفتم. به وجود نیروهای خیر و شر اطمینان پیدا کردم. واقعا جریان نیروهای خیر و شر در این دنیا وجود دارد. همواره در سخت ترین اذیت ها، بجز مواقعی که خودم دچار اشتباه شده ام و علی الخصوص دچار خودشیفتگی شده ام، نیروی محافظ و حفظ کننده و خیری که از من محافظت می کرد، من را راهنمایی می کرد وجود داشته است. یکی از همکاران شرکت سابقم که با من رقیب بود و سر نقاط ضعفم سعی می کرد من را اذیت کند و اعتقادی هم به دین نداشت، یکبار اشاره می کرد که نیرویی از تو همیشه با وجود همه ضعف ها، مشکلاتی که داری محافظت و مراقبت می کند.

واقعیت این است که نیروهای شر در این دنیا، در طول این مدت سعی کردند از سه نقطه ضعف من استفاده کنند و من را مورد اذیت و آزار قراردهند. اذیت و آزار مخرب نه سازنده. اما از طرف دیگر اذیت و آزار سازنده ای هم وجود داشت. بواقع بعضی اذیت و آزارها امتحان است. انسان را می تواند بسازد.

بیمار شدن و بستری شدن های من در بیمارستان، بعلت خطای خودشیفتگی و خودبزرگ بینی داشتن بوده است. وقتی دچار این خطا میشدم دیگر حتی نیروهای خیر هم به من کمک نمی کردند بلکه اذیت می کردند و آن موقع بود که بخاطر این خطا دچار مشکل جدی می شدم.

من برای قران، احترام بسیار زیادی قائل هستم. قران شفای قلوب و صدور می باشد. من را شفا داده است. قران من را از افسردگی شدید، ترس و فوبیای اجتماعی و حضور در اجتماع نجات داد. نیروهای خیر در این دنیا محافظ من بوده اند، از این مطمئن هستم. خوب که نگاه می کنم می بینم چیزهایی که از قران آموختم امروزه در تمامی جنبه های زندگیم قابلیت استفاده دارد و برایم بسیار سودمند است.





نوع مطلب :
برچسب ها : عتید، رقیب، خودشیفتگی، قران، شفاء صدور، جمع هراسی، اجتماع هراسی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 5 بهمن 1396

مجید نواندیش

1.       الان می دانم که یک موکل و یک جن با من در ارتباط هستند. موکل عموما از طریق گوش راست و جن عموما از طریق گوش چپ با من صحبت می کند.

2.       جن از خدمتگزاران موکل می باشد و موکل هم موکل قرانی می باشد. به من گفت بخاطر ارتباط برقرار کردن با تو، من را از جمع موکلان قرانی اخراج کردند. برای همین از دست تو خیلی عصبانی بودم و برای همین خیلی اذیتت کردیم. اما الان بار دیگر من را بعنوان موکل قرانی پذیرفته اند. لازم به ذکر است الان با من خیلی بهتر شده اند و دیگر بسیار کم، فقط اوقات خاص اذیت می کنند.

3.       بارها در طول این مدت که با من خوب شده اند گفته اند ما به هیچ وجه اجازه نداریم با دیگران حرف بزنیم و بخاطر همین اصلا هیچوقت افکار تو را به دیگران منتقل نکرده ایم. من فقط فهمیده ام که وجودم سنگین می باشد یا شاید اصطلاحا هاله ام هاله بزرگ و قدرتمندی می باشد. دیگران وجود من را احساس می کنند. شاید هم بخشی از این احساس وجود من توسط دیگران کار جن یا موکل باشد. بنابراین نام این وبلاگ دیگر بی معنی است. من متوجه شده ام که هیچگاه افکار من را به دیگران منتقل نکرده اند. فقط اعمال و رفتار ناخودآگاه دیگران را به گونه ای تنظیم کرده اند که من تصور کنم دیگران افکار من را متوجه می شوند.

4.       من بصورت ژنی و بصورت ضعیف قابلیت بیماری پارانویا شیزوفرنی را دارم. این بیماری با احساس خودبزرگ بینی، افتادن اتفاقات عجیب و غریب، هیجان زدگی و متوهم شدن و .... بروز پیدا می کند. موکل و جن از این ضعف من سوء استفاده کرده و باعث شده اند که این ضعف ژنی و قابلیت ضعیف در من بالفعل شود و این بیماری چندین بار در من عود نماید بطوریکه در بیمارستان بستری شوم.

5.       موکل و جن، از طریق گوش، بواقع دم گوش من با من صحبت می کنند. صدایی تولید می کنند که درون گوش من قرار دارد و دارای انرژی ضعیفی است که من فقط خود من می شنوم. همچنین خودشان ادعا می کنند از طریق روح من، افکار من را متوجه می شوند.

6.       میگوید اگر دقت کنی در احضارها یک روال مرخص کردن وجود دارد. وقتی ارتباط برقرار می شود، طرف احضار کننده و برقرار کننده ارتباط مرخص می کند تا ارتباط قطع شود. اما ما با تو ارتباط را برقرار کردیم، دیگه نمی توانیم قطع کنیم، دیگر ارتباط بین ما و تو برقرار شده است.

7.       درباره خارش ها جن می گوید مثل ناز کردن و لمس کردن آن قسمت پوست توسط ما می باشد.

8.       الهام و وسوسه هم داریم. جن و موکل هر دو می توانند بر روی افکار مغز تاثیر بگذارند. احتمالا اینکار را از طریق روح انجام می دهند

9.       هر دو می توانند رویا هم درست کنند. می گویند خلاقیت انسان هم جن هم موکل هر دو می توانند تاثیر بگذارند. بشدت هم می توانند تاثیر بگذارند.

10.   می گویند ما قدرت داریم، اما از ما نخواه، می گویند اگر بخواهی از قدرت ما استفاده کنی، سوء استفاده هم می کنی و نتیجه آن عذاب الهی می شود. می گوید بی خیال استفاده از قدرت ما شو.

11.   موکل می گوید ما کلا آدم های زیاد خوش را اذیت می کنیم.





نوع مطلب :
برچسب ها : فرشته، موکل، قران، جن، پارانویا شیزوفرنی، الهام، وسوسه،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 7 شهریور 1396


لینک پی دی اف



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 7 شهریور 1396

مجید نواندیش : ادامه معنای آیات (به ترتیب صفحات قران)

حج 8 (آیه سوم صفحه سمت چپ)

وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُجادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدیً وَ لا کِتابٍ مُنیرٍ

و از [ میان ] مردم کسی است که در باره خدا بدون هیچ دانش و بی هیچ رهنمود و کتاب روشنی به مجادله می پردازد

 

برداشت: توصیه به عدم مجادله، دعوا و جدال کردن با دیگران

وضعیت احساسی: در حالت خستگی، افسردگی بیشتر روی می دهد.

 

حج 24

وَ هُدُوا إِلَی الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلی‏ صِراطِ الْحَمیدِ

و به گفتار پاک هدایت می شوند و به سوی راه [ خدای ] ستوده هدایت می گردند.

 

برداشت: توصیه به مودب بودن نسبت به دیگران

 

حج 39

أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلی‏ نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ

به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده ، رخصت [ جهاد ] داده شده است ، چرا که مورد ظلم قرار گرفته اند ، و البته خدا بر پیروزی آنان سخت تواناست.

 

برداشت: توصیه به پیکار و مبارزه کردن با دشمنان

 

حج 56

الْمُلْکُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فَالَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فی‏ جَنَّاتِ النَّعیمِ

در آن روز ، پادشاهی از آنِ خداست: میان آنان داوری می کند ، و [ در نتیجه ] کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند در باغهای پرناز و نعمت خواهند بود.

 

برداشت: از آیات ختم موضوع و کلام می باشد.

نشانه: از آیات ختم موضوع و کلام می باشد.

 

حج 73

یا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَیْئاً لا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ

ای مردم ، مَثَلی زده شد. پس بدان گوش فرا دهید: کسانی را که جز خدا می خوانید هرگز [ حتی ] مگسی نمی آفرینند ، هر چند برای [ آفریدن ] آن اجتماع کنند ، و اگر آن مگس چیزی از آنان برباید نمی توانند آن را بازپس گیرند. طالب و مطلوب هر دو ناتوانند.

 

برداشت: استقلال عملی، فکری داشتن، مستقل عمل کردن و عدم کمک گرفتن از دیگران

نشانه: بعضی وقتها می تواند نشانه ختم کلام به معنای عدم کمک گرفتن از قران و مستقل عمل کردن می تواند باشد.

 

 

مومنون 18

وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَسْکَنَّاهُ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّا عَلی‏ ذَهابٍ بِهِ لَقادِرُونَ

و از آسمان ، آبی به اندازه [ معین ] فرود آوردیم ، و آن را در زمین جای دادیم ، و ما برای از بین بردن آن مسلماً تواناییم.

 

برداشت: توصیه به آب خوردن یا حمام رفتن

 

مومنون 43

ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما یَسْتَأْخِرُونَ

هیچ امتی نه از اجل خود پیشی می گیرد و نه باز پس می ماند.

 

برداشت: توصیه به عجله کردن

 

مومنون 75

وَ لَوْ رَحِمْناهُمْ وَ کَشَفْنا ما بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فی‏ طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ

و اگر ایشان را ببخشاییم ، و آنچه از صدمه بر آنان [ وارد آمده ] است برطرف کنیم ، در طغیان خود کوردلانه اصرار می ورزند.

 

برداشت: توصیه به عدم مهربانی با دشمنان، عدم مهربانی بیش از حد

وضعیت احساسی: در حالت هیجان، انسان بیش از حد مهربان می شود.

نشانه: به ندرت می تواند نشانه ختم کلام یا موضوع باشد. همچنین نشانه هک شدن قران نیز می تواند باشد. بواقع قران دارد می گوید اگر بیش از این با تو مهربانی کنم، بیشتر طغیان می کنی.

 

مومنون 105

أَ لَمْ تَکُنْ آیاتی‏ تُتْلی‏ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ بِها تُکَذِّبُونَ

آیا آیات من بر شما خوانده نمی شد و [ همواره ] آن را مورد تکذیب قرار نمی دادید؟

 

برداشت: مورد مواخذه قرار دادن

 

نور 11

إِنَّ الَّذینَ جاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذی تَوَلَّی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظیمٌ

در حقیقت ، کسانی که آن بهتان [ داستان افک ] را [ در میان ] آوردند ، دسته ای از شما بودند. آن [ تهمت ] را شرّی برای خود تصوّر مکنید بلکه برای شما در آن مصلحتی [ بوده ] است. برای هر مردی از آنان [ که در این کار دست داشته ] همان گناهی است که مرتکب شده است ، و آن کس از ایشان که قسمت عمده آن را به گردن گرفته است عذابی سخت خواهد داشت.

 

برداشت: مورد تهمت و بهتان قرار گرفتن

 

نور 28

فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فیها أَحَداً فَلا تَدْخُلُوها حَتَّی یُؤْذَنَ لَکُمْ وَ إِنْ قیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکی‏ لَکُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلیمٌ

و اگر کسی را در آن نیافتید ، پس داخلِ آن مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: «برگردید» برگردید ، که آن برای شما سزاوارتر است ، و خدا به آنچه انجام می دهید داناست.

 

برداشت: توصیه به حفظ عفت و پاکدامنی

 

نور 37

رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إیتاءِ الزَّکاةِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ

مردانی که نه تجارت و نه داد و ستدی ، آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات ، به خود مشغول نمی دارد ، و از روزی که دلها و دیده ها در آن زیر و رو می شود می هراسند.

 

برداشت: توصیه به فعالیت و کار کردن و پرداختن به اشتغال

 

نور 54

قُلْ أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَیْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَیْکُمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطیعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبینُ

بگو: «خدا و پیامبر را اطاعت کنید. پس اگر پشت نمودید ، [ بدانید که ] بر عهده اوست آنچه تکلیف شده و بر عهده شماست آنچه موظّف هستید. و اگر اطاعتش کنید راه خواهید یافت ، و بر فرستاده [ خدا ] جز ابلاغ آشکار [ مأموریتی ] نیست.

 

برداشت: توصیه به مطیع بودن

 

نور 62

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذا کانُوا مَعَهُ عَلی‏ أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتَّی یَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ أُولئِکَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ

جز این نیست که مؤمنان کسانی اند که به خدا و پیامبرش گرویده اند ، و هنگامی که با او بر سر کاری اجتماع کردند ، تا از وی کسب اجازه نکنند نمی روند. در حقیقت ، کسانی که از تو کسب اجازه می کنند آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. پس چون برای برخی از کارهایشان از تو اجازه خواستند ، به هر کس از آنان که خواستی اجازه ده و برایشان آمرزش بخواه که خدا آمرزنده مهربان است.

 

برداشت: توصیه به بیرون رفتن

 

فرقان 12

إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَکانٍ بَعیدٍ سَمِعُوا لَها تَغَیُّظاً وَ زَفیراً

چون [ دوزخ ] از فاصله ای دور ، آنان را ببیند ، خشم و خروشی از آن می شنوند.

 

برداشت: احتمالا توصیه به در این مکان بودن، اینجا بودن

 

فرقان 33

وَ لا یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلاَّ جِئْناکَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسیراً

و برای تو مَثَلی نیاوردند ، مگر آنکه [ ما ] حق را با نیکوترین بیان برای تو آوردیم.

 

برداشت: تاکید بر درست بودن سخن گفته شده در آیات بر خلاف سخنان دیگر گفته شده،

 

فرقان 56، 57

وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ مُبَشِّراً وَ نَذیراً

و تو را جز بشارتگر و بیم دهنده نفرستادیم.

قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلی‏ رَبِّهِ سَبیلاً

بگو: «بر این [ رسالت ] اجری از شما طلب نمی کنم ، جز اینکه هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش [ در پیش ] گیرد.»

 

برداشت: عدم توقع و انتظار ]پاداشی[ داشتن

 

شعرا 3 (آیه سوم صفحه سمت چپ)

لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ أَلاَّ یَکُونُوا مُؤْمِنینَ

شاید تو از اینکه [ مشرکان ] ایمان نمی آورند ، جان خود را تباه سازی.

 

برداشت: توصیه به عدم نگران کسی بودن

 

شعراء 40 و 41

لَعَلَّنا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِنْ کانُوا هُمُ الْغالِبینَ

بدین امید که اگر ساحران غالب شدند از آنان پیروی کنیم؟»

فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالُوا لِفِرْعَوْنَ أَ إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ کُنَّا نَحْنُ الْغالِبینَ

و چون ساحران پیش فرعون آمدند ، گفتند: «آیا اگر ما غالب آییم واقعاً برای ما مزدی خواهد بود؟»

 

برداشت: نقشه و توطئه ای بر علیه شما فراهم کردن،

 

شعراء 84

وَ اجْعَلْ لی‏ لِسانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرینَ

و برای من در [ میان ] آیندگان آوازه نیکو گذار ،

 

شعراء 139

فَکَذَّبُوهُ فَأَهْلَکْناهُمْ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیَةً وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنینَ

پس تکذیبش کردند و هلاکشان کردیم. قطعاً در این [ ماجرا درس ] عبرتی بود ، و [ لی ] بیشترشان ایمان آورنده نبودند.

 

برداشت: در ارتباط با آیه قبل قرار می گیرد و آن را نشانه ای می داند

 

شعراء 184

وَ اتَّقُوا الَّذی خَلَقَکُمْ وَ الْجِبِلَّةَ الْأَوَّلینَ

و از آن کس که شما و خلق [ انبوه ] گذشته را آفریده است پروا کنید.»

 

برداشت: توصیه به احتیاط و پروا کردن

 

نمل 14 (آیه اول صفحه سمت چپ)

وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدینَ

و با آنکه دلهایشان بدان یقین داشت ، از روی ظلم و تکبّر آن را انکار کردند. پس ببین فرجام فسادگران چگونه بود.

 

برداشت: احتمالا و شاید تکبر ورزیدن و توصیه به عدم تکبر ورزیدن

 

نمل 23

إِنِّی وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَ أُوتِیَتْ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظیمٌ

من [ آنجا ] زنی را یافتم که بر آنها سلطنت می کرد و از هر چیزی به او داده شده بود و تختی بزرگ داشت.

 

برداشت: توصیه به عدم اختیار خود را دست دیگران و کس دیگری سپردن

 

نمل 46 (آیه دوم صفحه سمت راست)

قالَ یا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّیِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْ لا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ

[ صالح ] گفت: «ای قوم من ، چرا پیش از [ جُستنِ ] نیکی ، شتابزده خواهان بدی هستید؟ چرا از خدا آمرزش نمی خواهید؟ باشد که مورد رحمت قرار گیرید.»

 

برداشت: توصیه به عدم عجله کردن، در حال عجله کردن به اشتباه می باشی

 

نمل 64

أَمَّنْ یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعیدُهُ وَ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ

یا آن کس که خلق را آغاز می کند و سپس آن را بازمی آورد ، و آن کس که از آسمان و زمین به شما روزی می دهد؟ آیا معبودی با خداست؟ بگو: «اگر راست می گویید ، برهان خویش را بیاورید.»

برداشت: توصیه به برهان و دلیل خواستن

 

قصص 29

فَلَمَّا قَضی‏ مُوسَی الْأَجَلَ وَ سارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً قالَ لِأَهْلِهِ امْکُثُوا إِنِّی آنَسْتُ ناراً لَعَلِّی آتیکُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّکُمْ تَصْطَلُونَ

و چون موسی آن مدّت را به پایان رسانید و همسرش را [ همراه ] برد ، آتشی را از دور در کنار طور مشاهده کرد ، به خانواده خود گفت: « [ اینجا ] بمانید ، که من [ از دور ] آتشی دیدم ، شاید خبری از آن یا شعله ای آتش برایتان بیاورم ، باشد که خود را گرم کنید.»

 

برداشت: توصیه به گرم کردن خود

 

قصص 51 (آیه اول صفحه سمت چپ)

وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ

و به راستی ، این گفتار را برای آنان پی در پی و به هم پیوسته نازل ساختیم ، امید که آنان پند پذیرند.

 

برداشت: احتمالا (شاید) منظور این است که کلام و موضوع با متصل ساختن آیات قبل بدست می آید.

 

قصص 60

وَ ما أُوتیتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَمَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ زینَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقی‏ أَ فَلا تَعْقِلُونَ

و هر آنچه به شما داده شده است ، کالای زندگی دنیا و زیور آن است ، و [ لی ] آنچه پیش خداست بهتر و پایدارتر است مگر نمی اندیشید؟

 

برداشت: یادآوری بی ارزش بودن مال و منال دنیا

 

روم 25

وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذا دَعاکُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ

و از نشانه های او این است که آسمان و زمین به فرمانش برپایند پس چون شما را با یک بار خواندن از زمین فراخوانَد ، بناگاه [ از گورها ] خارج می شوید.

 

برداشت: توصیه به کمک گرفتن

 

احزاب 16 (آیه اول صفحه سمت چپ)

قُلْ لَنْ یَنْفَعَکُمُ الْفِرارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَ إِذاً لا تُمَتَّعُونَ إِلاَّ قَلیلاً

بگو: «اگر از مرگ یا کشته شدن بگریزید ، هرگز این گریز برای شما سود نمی بخشد ، و در آن صورت جز اندکی برخوردار نخواهید شد.»

 

برداشت: توصیه به عدم فرار کردن و گریختن

 

احزاب 51

تُرْجی‏ مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوی إِلَیْکَ مَنْ تَشاءُ وَ مَنِ ابْتَغَیْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُناحَ عَلَیْکَ ذلِکَ أَدْنی‏ أَنْ تَقَرَّ أَعْیُنُهُنَّ وَ لا یَحْزَنَّ وَ یَرْضَیْنَ بِما آتَیْتَهُنَّ کُلُّهُنَّ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ ما فی‏ قُلُوبِکُمْ وَ کانَ اللَّهُ عَلیماً حَلیماً

نوبت هر کدام از آن زنها را که می خواهی به تأخیر انداز و هر کدام را که می خواهی پیش خود جای ده ، و بر تو باکی نیست که هر کدام را که ترک کرده ای [ دوباره ] طلب کنی. این نزدیکتر است برای اینکه چشمانشان روشن گردد و دلتنگ نشوند و همگی شان به آنچه به آنان داده ای خشنود گردند ، و آنچه در دلهای شماست خدا می داند ، و خدا همواره دانای بردبار است.

 

برداشت: مختار هستی هر کدام از راهها که خواستی را انتخاب کنی

 

صافات 77، 78

وَ جَعَلْنا ذُرِّیَّتَهُ هُمُ الْباقینَ

و [ تنها ] نسل او را باقی گذاشتیم.

وَ تَرَکْنا عَلَیْهِ فِی الْآخِرینَ

و در میان آیندگان [ آوازه نیک ] او را بر جای گذاشتیم.

 

برداشت: توصیه به باقی گذاشتن نام نیک از خود

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 7 شهریور 1396
مجید نواندیش : ادامه معنای آیات ( به ترتیب صفحات قران)

ابراهیم 25 و 26 (دو آیه پشت سر هم)

تُؤْتی‏ أُکُلَها کُلَّ حینٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ

میوه اش را هر دم به اذن پروردگارش می دهد. و خدا مَثَلها را برای مردم می زند ، شاید که آنان پند گیرند.

وَ مَثَلُ کَلِمَةٍ خَبیثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ

و مَثَلِ سخنی ناپاک چون درختی ناپاک است که از روی زمین کنده شده و قراری ندارد.

 

برداشت: عموما:  توصیه به آرام و قرار پیدا کردن، به ندرت: توصیه به میوه خوردن

 

ابراهیم 43

مُهْطِعینَ مُقْنِعی‏ رُؤُسِهِمْ لا یَرْتَدُّ إِلَیْهِمْ طَرْفُهُمْ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَواءٌ

شتابان سر برداشته و چشم بر هم نمی زنند و [ از وحشت ] دلهایشان تهی است.

 

برداشت: در حالت ذوق زده بودن

وضعیت احساسی: در حالت هیجان

 

حجر 16 و 17 (دو آیه پشت سر هم)

وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنَّاها لِلنَّاظِرینَ

و به یقین ، ما در آسمان برجهایی قرار دادیم و آن را برای تماشاگران آراستیم.

وَ حَفِظْناها مِنْ کُلِّ شَیْطانٍ رَجیمٍ

و آن را از هر شیطان رانده شده ای حفظ کردیم.

 

برداشت: توصیه به عدم توجه به مراقبین و ناظرین.

 

حجر 52 و 53 (دو آیه پشت سر هم)

إِذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ إِنَّا مِنْکُمْ وَجِلُونَ

هنگامی که بر او وارد شدند و سلام گفتند. [ ابراهیم ] گفت: «ما از شما بیمناکیم.»

قالُوا لا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُکَ بِغُلامٍ عَلیمٍ

گفتند: «مترس ، که ما تو را به پسری دانا مژده می دهیم.»

 

برداشت: توصیه به عدم بیمناک شدن و ترسیدن نسبت به آدم ها و آینده

 

حجر 94 (آیه چهارم از صفحه سمت چپ)

فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ

پس آنچه را بدان مأموری آشکار کن و از مشرکان روی برتاب ،

 

برداشت: توصیه به اعتراض کردن و دفاع کردن از حق خود

وضعیت احساسی: عموما در وضعیت افسردگی و ناراحت بودن شدید روی می دهد.

 

نحل 15

وَ أَلْقی‏ فِی الْأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمیدَ بِکُمْ وَ أَنْهاراً وَ سُبُلاً لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ

و در زمین کوه هایی استوار افکند تا شما را نجنباند ، و رودها و راهها [ قرار داد ] تا شما راه خود را پیدا کنید.

 

برداشت: توصیه به توجه کردن به خود و قوی کردن حس لامسه

 

نحل 36

وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی‏ کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَی اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَةُ فَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُکَذِّبینَ

و در حقیقت ، در میان هر امتی فرستاده ای برانگیختیم [ تا بگوید: ] «خدا را بپرستید و از طاغوت [ فریبگر ] بپرهیزید.» پس ، از ایشان کسی است که خدا [ او را ] هدایت کرده ، و از ایشان کسی است که گمراهی بر او سزاوار است. بنا بر این در زمین بگردید و ببینید فرجام تکذیب کنندگان چگونه بوده است.

 

برداشت: آیه مهمی است. قران سعی می کند انسان ها را از نظر فکری آزاده بار بیاورد. توصیه به عدم ترسیدن، عدم توجه کردن به انسان های قدرتمندتر از خود، منابع قوی تر از خود.

وضعیت احساسی: در حالت افسردگی، یا خستگی این آیه بیشتر می آید.

 

نحل 55

لِیَکْفُرُوا بِما آتَیْناهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ

[ بگذار ] تا آنچه را به ایشان عطا کرده ایم ناسپاسی کنند. اکنون برخوردار شوید ، و [ لی ] زودا که بدانید.

 

برداشت: فرصت مناسبی را از دست دادی

 

نحل 73

وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَمْلِکُ لَهُمْ رِزْقاً مِنَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ شَیْئاً وَ لا یَسْتَطیعُونَ

و به جای خدا چیزهایی را می پرستند که در آسمانها و زمین به هیچ وجه اختیار روزی آنان را ندارند و [ به کاری ] توانایی ندارند.

 

برداشت: در مواقعی که انسان در کار و شغل خود دست به هر کاری و هر خفت و خواری می دهد. یا همچون سگ کار می کند و به سلامت خود توجه ندارد این آیه می آید.

 

نحل 88

الَّذینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ زِدْناهُمْ عَذاباً فَوْقَ الْعَذابِ بِما کانُوا یُفْسِدُونَ

کسانی که کفر ورزیدند و از راه خدا باز داشتند به [ سزای ] آنکه فساد می کردند عذابی بر عذابشان می افزاییم.

 

برداشت: آیه مهمی می باشد. افرادی مانع از آنچه که قرار بود برای تو محقق شود شده اند. فرد یا افرادی مانع شده اند.

 

نحل 103

وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّما یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِیٌّ مُبینٌ

و نیک می دانیم که آنان می گویند: «جز این نیست که بشری به او می آموزد.» [ نه چنین نیست ، زیرا ] زبان کسی که [ این ] نسبت را به او می دهند غیر عربی است و این [ قرآن ] به زبان عربی روشن است.

 

نشانه: در مواقع به اصطلاحا هک شدن، این آیه می آید.

 

نحل 119

ثُمَّ إِنَّ رَبَّکَ لِلَّذینَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ أَصْلَحُوا إِنَّ رَبَّکَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحیمٌ

[ با این همه ] پروردگار تو نسبت به کسانی که به نادانی مرتکب گناه شده ، سپس توبه کرده و به صلاح آمده اند ، البته پروردگارت پس از آن آمرزنده مهربان است.

 

برداشت: عمل نامناسب و اشتباهی مرتکب شده ای. سعی کن جبران کنی

 

اسراء 8

عَسی‏ رَبُّکُمْ أَنْ یَرْحَمَکُمْ وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا وَ جَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْکافِرینَ حَصیراً

امید است که پروردگارتان شما را رحمت کند ، و [ لی ] اگر [ به گناه ] بازگردید [ ما نیز به کیفر شما ] بازمی گردیم ، و دوزخ را برای کافران زندان قرار دادیم.

 

برداشت: معنایی مطابق با استخاره : اگر انجامش دادی و یا تصمیم بر انجامش داری، از حد مگذر

نشانه: از نشانه های ختم موضوع یا کلام می باشد.

 

اسراء 28

وَ إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّکَ تَرْجُوها فَقُلْ لَهُمْ قَوْلاً مَیْسُوراً

و اگر به امید رحمتی که از پروردگارت جویای آنی ، از ایشان روی می گردانی ، پس با آنان سخنی نرم بگوی.

 

برداشت: توصیه به داشتن کلام و گفتار خوش، خوشرفتاری

 

اسراء 50

قُلْ کُونُوا حِجارَةً أَوْ حَدیداً

بگو: «سنگ باشید یا آهن ،

 

برداشت: توصیه به محکم و استوار بودن، عدم تحت تاثیر و احساسی شدن

 

اسراء 67

وَ إِذا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلاَّ إِیَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاکُمْ إِلَی الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَ کانَ الْإِنْسانُ کَفُوراً

و چون در دریا به شما صدمه ای برسد ، هر که را جز او می خوانید ناپدید [ و فراموش ] می گردد ، و چون [ خدا ] شما را به سوی خشکی رهانید ، رویگردان می شوید ، و انسان همواره ناسپاس است.

 

برداشت: توصیه به فراموش کردن واقعه روی داده

 

اسراء 87

إِلاَّ رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ إِنَّ فَضْلَهُ کانَ عَلَیْکَ کَبیراً

مگر رحمتی از جانب پروردگارت [ به تو برسد ] ، زیرا فضل او بر تو همواره بسیار است.

 

برداشت: خوب است

نشانه: از نشانه های ختم موضوع و کلام می باشد.

 

اسراء  106 (آیه دوم صفحه سمت چپ)

وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النَّاسِ عَلی‏ مُکْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزیلاً

و قرآنی [ با عظمت را ] بخش بخش [ بر تو ] نازل کردیم تا آن را به آرامی بر مردم بخوانی ، و آن را به تدریج نازل کردیم.

 

برداشت: توصیه به افزایش دقت، علی الخصوص دقت و مکث در نگاه

 

کهف 16

وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما یَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا إِلَی الْکَهْفِ یَنْشُرْ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یُهَیِّئْ لَکُمْ مِنْ أَمْرِکُمْ مِرفَقاً

و چون از آنها و از آنچه که جز خدا می پرستند کناره گرفتید ، پس به غار پناه جویید ، تا پروردگارتان از رحمت خود بر شما بگستراند و برای شما در کارتان گشایشی فراهم سازد.

 

برداشت: توصیه به عدم فکر کردن به انسان ها و آدم های دیگر، در حالت کلی کلا توصیه به عدم فکر کردن و خالی کردن مغز

وضعیت احساسی: عموما در وضعیت خستگی یا افسردگی می آید.

 

کهف 28

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ یُریدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَیْناکَ عَنْهُمْ تُریدُ زینَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کانَ أَمْرُهُ فُرُطاً

و با کسانی که پروردگارشان را صبح و شام می خوانند [ و ] خشنودی او را می خواهند ، شکیبایی پیشه کن ، و دو دیده ات را از آنان برمگیر که زیور زندگی دنیا را بخواهی ، و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساخته ایم و از هوس خود پیروی کرده و [ اساس ] کارش بر زیاده روی است ، اطاعت مکن.

 

برداشت: عموما: توصیه به صبوری کردن در برابر خود نسبت به اشتباهات و خطاهای خود، بعضی مواقع: توصیه به همراهی با انسان و دوستان خوب

 

کهف 46

الْمالُ وَ الْبَنُونَ زینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ الْباقِیاتُ الصَّالِحاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَواباً وَ خَیْرٌ أَمَلاً

مال و پسران زیور زندگی دنیایند ، و نیکیهای ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید [ نیز ] بهتر است.

 

برداشت: توصیه به کاری نکردن، عموما: به معنای استراحت کردن، بعضی مواقع: یک کار خاص را انجام ندادن

وضعیت احساسی: معنای استراحت کردن عموما در حالت خستگی یا افسردگی می آید.

 

کهف 62

فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقینا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً

و هنگامی که [ از آنجا ] گذشتند [ موسی ] به جوان خود گفت: «غذایمان را بیاور که راستی ما از این سفر رنج بسیار دیدیم.»

 

برداشت: خسته هستی، حالت اول: توصیه به خوردن چاشت (یک مایع گرم) همچون چای ، حالت دوم: توصیه به سفر رفتن

وضعیت احساسی: در حالت خستگی یا افسردگی روی می دهد.

 

کهف 84 و 85 ( دو آیه پشت سر هم)

إِنَّا مَکَّنَّا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَ آتَیْناهُ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ سَبَباً

ما در زمین به او امکاناتی دادیم و از هر چیزی وسیله ای بدو بخشیدیم.

فَأَتْبَعَ سَبَباً

تا راهی را دنبال کرد.

 

برداشت: از راه درست پیروی کردی،

 

مریم 3 (آیه سوم از سمت چپ)

إِذْ نادی‏ رَبَّهُ نِداءً خَفِیًّا

آن گاه که [ زکریا ] پروردگارش را آهسته ندا کرد.

 

برداشت: عموما: توصیه به فکر کردن، به ندرت: آهسته و درونی فکر کردن نه نجوا کردن

وضعیت احساسی: عموما در حالت هیجان روی می دهد.

 

مریم 26

فَکُلی‏ وَ اشْرَبی‏ وَ قَرِّی عَیْناً فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولی‏ إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنْسِیًّا

و بخور و بنوش و دیده روشن دار. پس اگر کسی از آدمیان را دیدی ، بگوی: «من برای [ خدای ] رحمان روزه نذر کرده ام ، و امروز مطلقاً با انسانی سخن نخواهم گفت.»

 

برداشت: از بین رفتن روشنایی چشمان به دلیل ضعف انرژی، توصیه به بینا شدن و تقویت انرژی ، (شاید بوسیله خوردن)

 

مریم 52

وَ نادَیْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَیْمَنِ وَ قَرَّبْناهُ نَجِیًّا

و از جانب راست طور ، او را ندا دادیم ، و در حالی که با وی راز گفتیم او را به خود نزدیک ساختیم.

 

برداشت: بسیار خوب است.

نشانه : از آیات نشانه ختم کلام و موضوع می باشد.

 

مریم 77

أَ فَرَأَیْتَ الَّذی کَفَرَ بِآیاتِنا وَ قالَ لَأُوتَیَنَّ مالاً وَ وَلَداً

آیا دیدی آن کسی را که به آیات ما کفر ورزید و گفت: «قطعاً به من مال و فرزند [ بسیار ] داده خواهد شد»؟

 

برداشت: معنای آن در ترکیب با آیه قبل عموما بدست می آید. عموما تاکید می کند که مورد گفته شده در آیه قبل شل گرفته نشود. بعضی اوقات کلا به معنای شل نگرفتن و دستکم نگرفتن هم می آید.

 

طه 13

وَ أَنَا اخْتَرْتُکَ فَاسْتَمِعْ لِما یُوحی

و من تو را برگزیده ام ، پس بدانچه وحی می شود گوش فرا ده.

 

برداشت: بعضی اوقات به معنای حرف گوش کردن می باشد. بعضی اوقات به معنای توصیه به شنیدن و گوش کردن می باشد.

وضعیت احساسی: توصیه به شنیدن و گوش کردن در حالت خستگی یا افسردگی روی می دهد.

 

طه 52

قالَ عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی فی‏ کِتابٍ لا یَضِلُّ رَبِّی وَ لا یَنْسی

گفت: «علم آن ، در کتابی نزد پروردگار من است. پروردگارم نه خطا می کند و نه فراموش می نماید.»

 

برداشت: توصیه به عدم گمراه شدن

نشانه: عموما در وضعیت به اصطلاح هک شدن قران روی میدهد که توصیه به عدم گمراه شدن می کند.

 

طه 77

وَ لَقَدْ أَوْحَیْنا إِلی‏ مُوسی‏ أَنْ أَسْرِ بِعِبادی فَاضْرِبْ لَهُمْ طَریقاً فِی الْبَحْرِ یَبَساً لا تَخافُ دَرَکاً وَ لا تَخْشی

و در حقیقت به موسی وحی کردیم که: «بندگانم را شبانه ببر ، و راهی خشک در دریا برای آنان باز کن که نه از فرارسیدن [ دشمن ] بترسی و نه [ از غرق شدن ] بیمناک باشی.»

 

برداشت: توصیه به عدم ترسیدن و عدم اندیشه داشتن درباره آنچه سبب ترس می شود.

 

طه 99 و 100

کَذلِکَ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْباءِ ما قَدْ سَبَقَ وَ قَدْ آتَیْناکَ مِنْ لَدُنَّا ذِکْراً

این گونه از اخبار پیشین بر تو حکایت می رانیم ، و مسلماً به تو از جانب خود قرآنی داده ایم.

مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ یَحْمِلُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وِزْراً

هر کس از [ پیروی ] آن روی برتابد ، روز قیامت بار گناهی بر دوش می گیرد.

 

برداشت: تهدید، توصیه به گوش کردن راهنمایی و تبعیت از آن، در غیر این صورت هزینه ای خواهیم پرداخت

 

طه 127 (آیه دوم صفحه سمت چپ)

وَ کَذلِکَ نَجْزی مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ یُؤْمِنْ بِآیاتِ رَبِّهِ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقی

و این گونه هر که را به افراط گراییده و به نشانه های پروردگارش نگرویده است سزا می دهیم ، و قطعاً شکنجه آخرت سخت تر و پایدارتر است.

 

برداشت: دچار اسراف و زیاده روی شدن،

نشانه: بعضی اوقات می تواند توصیه به ختم کلام و مراجعه به قران باشد. به این معنی که در رجوع به قران زیاده روی کرده ای و بس است.

 

انبیاء 11، 12، 13

وَ کَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْیَةٍ کانَتْ ظالِمَةً وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرینَ

و چه بسیار شهرها را که [ مردمش ] ستمکار بودند درهم شکستیم ، و پس از آنها قومی دیگر پدید آوردیم.

فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها یَرْکُضُونَ

پس چون عذاب ما را احساس کردند ، بناگاه از آن می گریختند.

لا تَرْکُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلی‏ ما أُتْرِفْتُمْ فیهِ وَ مَساکِنِکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْئَلُونَ

[ هان ] مگریزید ، و به سوی آنچه در آن متنعّم بودید و [ به سوی ] سراهایتان بازگردید ، باشد که شما مورد پرسش قرار گیرید.

 

برداشت: معنای آن عموما در ترکیب با آیه قبل بدست می آید و به معنای عدم زیاده روی کردن در موضوع آیه قبل می باشد.

نشانه : بعضی اوقات نشانه توصیه به ختم کلام و مراجعه به قران می باشد. به این معنی که در رجوع به قران زیاده روی کرده ای.

 

انبیاء 37 (آیه سوم صفحه سمت چپ)

خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُریکُمْ آیاتی‏ فَلا تَسْتَعْجِلُونِ

انسان از شتاب آفریده شده است. به زودی آیاتم را به شما نشان می دهم. پس [ عذاب را ] به شتاب از من مخواهید.

 

برداشت: عدم عجله فکری کردن، عدم فکر کردن به آینده، بعضی اوقات هم کلا توصیه به عدم عجله کردن

نشانه : بعضی اوقات می تواند یکی از نشانه های ختم کلام و موضوع باشد. در اینحالت اشاره می کند که موضوع و راهنمایی اشاره شده قرار است در آینده برایت اتفاق بیفتد.

 

انبیاء 58

فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلاَّ کَبیراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَیْهِ یَرْجِعُونَ

پس آنها را- جز بزرگترشان را- ریز ریز کرد ، باشد که ایشان به سراغ آن بروند.

 

برداشت: در کاری یا چیزی پیروز و موفق شدن، فائق شدن در مرحله و کاری بر دشمنان

 

انبیاء 82

وَ مِنَ الشَّیاطینِ مَنْ یَغُوصُونَ لَهُ وَ یَعْمَلُونَ عَمَلاً دُونَ ذلِکَ وَ کُنَّا لَهُمْ حافِظینَ

و برخی از شیاطین بودند که برای او غواصی و کارهایی غیر از آن می کردند ، و ما مراقب [ حال ] آنها بودیم.

 

برداشت: توصیه به کمک گرفتن از دیگران، استخدام کردن دیگران

 

انبیاء 102

لا یَسْمَعُونَ حَسیسَها وَ هُمْ فی‏ مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ

صدای آن را نمی شنوند ، و آنان در میان آنچه دلهایشان بخواهد جاودانند.

 

برداشت: بعضی اوقات توصیه به عدم گوش کردن حرف دیگران، بعضی اوقات توصیه به عدم شنیدن

وضعیت احساسی: توصیه به عدم شنیدن در حالت هیجان روی می دهد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : استخاره، آیات قران، راهنمایی توسط قران،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 3 شهریور 1396

مجید نواندیش : آموزش روش مراجعه به قران (شبه استخاره) (بخش 1)

در این پست می خواهم روش خودم در استفاده از قران برای دریافت راهنمایی ها و رهنمودها را بیان کنم. استفاده از این روش باعث شد که من به این وضع دچار شوم و این قدر در گذشته مرا اذیت و آزار نمایند. یکی از دلایل اصلی که این آموزش را می گذارم بخاطر این است که بنظرم یکی از وجوه معجزه بودن قران، این کارکرد می باشد. قران بواقع طبق گفته خود مایه شفاء دلها و رحمت می باشد. قران توانایی شفا دادن انسان های بیمار از نظر روانی را بنظرم دارا می باشد. بسیاری از ما بدون اینکه از نظر روانی مریض باشیم، دارای سلامت فکری، عقلانی کامل نمی باشیم. گرفتار توهم توطئه ها، بدبینی ها، سخت گرفتن ها، پیچیده فکر کردن ها و ترس ها و فوبیا ها و .... می باشیم. قران بنظرم به رفع این ها هم می تواند کمک نماید.

تذکر مهم: مسئولیت استفاده از این روش مربوط به خود شما می باشد. افراط در استفاده از آن ممکن است باعث شود که اجنه یا موکلین به سراغ شما بیایند و شما را اذیت و آزار کنند.

تبصره: این طور نیست که با یکبار شبه استخاره، و .... به سراغ شما بیایند و شما را اذیت و آزار کنند. من حدود 9 ماه بطور هر روز و شاید هر ساعت مدام به قران مراجعه می کردم. در آن مواقع معنی و مفهوم بسیاری از آیات هم برایم نامشخص بود. در این کار افراط و زیاده روی کردم که مبتلا به چنین مشکلی شدم. لازم به ذکر است که من هنوز هم از این روش البته بسیار کمتر شاید روزی یک بار استفاده می کنم و دچار مشکل جدیدی هم نشده ام.

روش کار: قران در دست گرفته و تمرکز نمایید. بهتر است در ابتدای کار اعوذ بالله من الشیطان الرجیم یا بسم الله الرحمن الرحیم بگویید. همچنین بهتر است برای عدم بی احترامی به قران در حد معمول و محترمانه پوشیده باشید. بدون نیت کردن و بطور تصادفی لای قران را باز کنید. آیه مورد نظر که عمدتا آیه بالای صفحه سمت راست می باشد را دیده ، سپس قران را بسته و دوباره لای قران بطور تصادفی باز کنید. این کار را آنقدر ادامه دهید که تا یکی از آیات ختم پروسه و کلام برای شما بیاید.

تذکر اول: دقت کنید که در استخاره نیت کردن صورت می گیرد. ولی در اینجا نیتی نمی کنیم و بدون نیت کردن عمل می کنیم.

تذکر دوم: عموما آیه اول یا آیه دوم یا سوم صفحه سمت راست ملاک می باشد. در صورتیکه در صفحه سمت راست اول سوره ای باشد، اولین آیه نیز می تواند ملاک باشد.

تذکر سوم: آیات ختم بیان یک موضوع، یا ختم کلام هم در بخش بیان معانی آیات سعی می کنم بگویم کدام ها هستند. وقتی آیات ختم بیان یک موضوع و ... می آیند، می توان به اتمام مراجعه به قران خاتمه داد و یا سعی کرد موضوع دیگری و راهنمایی دیگری از قران دریافت کنیم. اما توصیه برادرانه من این است که بطور کلی زیاده روی نکرده و مراقب باشیم.

تذکر چهارم: معانی که بیان می شود، برداشت من می باشد. اولا ممکن است بعضی دقیق نبوده و اشتباه باشد. دوما: با معانی که در هنگام استخاره بیان می شود عمدتا متفاوت می باشد.

تذکر پنجم: نتیجه و راهنمایی حاصل عمدتا همواره درست نیست. فرایندی وجود دارد که من آن را هک کردن قران نامیده ام. در این حالت راهنمایی ها قصد اذیت و آزار شما را دارد. البته آیاتی وجود دارد که فرایند هک شدن را مشخص می نمایند. سعی می کنم در بخش معانی آیات، آن آیات نشانه را هم بیان کنم.

در ادامه معانی آیاتی که عمدتا برای من می آید را برای شما بیان می کنم. در صورتیکه این روش کار را چک کردید و چیز معنا دار و واقعی برای شما آمد لطفا با ایمیل به من اطلاع دهید. خیلی تمایل دارم بدانم این روش برای دیگران هم کار می کند یا نه.

 

معانی آیات:

 

توبه 48

لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ حَتَّی جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَ هُمْ کارِهُونَ

ترجمه: در حقیقت ، پیش از این [ نیز ] در صدد فتنه جویی برآمدند و کارها را بر تو وارونه ساختند ، تا حقّ آمد و امر خدا آشکار شد ، در حالی که آنان ناخشنود بودند.

 

برداشت: در حال فتنه کردن، نقشه کشیدن می باشند. یا در فتنه ای قرار دارید و یا فتنه ای بر شما گذشت. امر و مسائل را به شما وارونه نمودند.

 

آیات:

توبه 73

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ جاهِدِ الْکُفَّارَ وَ الْمُنافِقینَ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ

ترجمه: ای پیامبر ، با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر ، و جایگاهشان دوزخ است ، و چه بد سرانجامی است.

توبه 123

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ وَ لْیَجِدُوا فیکُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقینَ

ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید ، با کافرانی که مجاور شما هستند کارزار کنید ، و آنان باید در شما خشونت بیابند ، و بدانید که خدا با تقواپیشگان است.

 

برداشت: اجازه مقابله به مثل، مبارزه داده می شود.

 

توبه 87

رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ وَ طُبِعَ عَلی‏ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا یَفْقَهُونَ

ترجمه: راضی شدند که با خانه نشینان باشند ، و بر دلهایشان مُهر زده شده است ، در نتیجه قدرت درک ندارند.

برداشت: منع تسلیم شدن، راضی شدن به خانه نشینی و تسلیم شدن

 

یونس 7

إِنَّ الَّذینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اطْمَأَنُّوا بِها وَ الَّذینَ هُمْ عَنْ آیاتِنا غافِلُونَ

ترجمه: کسانی که امید به دیدار ما ندارند ، و به زندگی دنیا دل خوش کرده و بدان اطمینان یافته اند ، و کسانی که از آیات ما غافلند ،

 

برداشت: عدم طمع کردن

وضعیت احساسی: عمدتا در حالت هیجان، هنگام طمع کردن یا آرزوهای دور و دراز کردن می آید

 

یونس 21

وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذا لَهُمْ مَکْرٌ فی‏ آیاتِنا قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَکْراً إِنَّ رُسُلَنا یَکْتُبُونَ ما تَمْکُرُونَ

ترجمه: و چون مردم را پس از آسیبی که به ایشان رسیده است ، رحمتی بچشانیم ، بناگاه آنان را در آیات ما نیرنگی است. بگو: «نیرنگ خدا سریع تر است.» در حقیقت ، فرستادگان [ فرشتگان ] ما آنچه نیرنگ می کنید می نویسند.

 

 

برداشت: در حال توطئه چینی و مکر و فریب جدیدی هستند. یا تحت مکر و فریب و توطئه ای قرار گرفتید.

 

یونس 54

وَ لَوْ أَنَّ لِکُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ ما فِی الْأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ

ترجمه: و اگر ، برای هر کسی که ستم کرده است ، آنچه در زمین است می بود ، قطعاً آن را برای [ خلاصی و ] بازخرید خود می داد. و چون عذاب را ببینند پشیمانی خود را پنهان دارند ، و میان آنان به عدالت داوری شود و بر ایشان ستم نرود.

 

برداشت: داشتن عذاب وجدان و ناراحتی

وضعیت احساسی: عموما در هنگام ناراحت بودن، غمگین بودن

 

یونس 89

قالَ قَدْ أُجیبَتْ دَعْوَتُکُما فَاسْتَقیما وَ لا تَتَّبِعانِ سَبیلَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ

ترجمه: فرمود: «دعای هر دوی شما پذیرفته شد. پس ایستادگی کنید و راه کسانی را که نمی دانند پیروی مکنید.»

برداشت: عدم توجه به حرف های دیگران، روش خود درست است.

 

هود 30

وَ یا قَوْمِ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مالاً إِنْ أَجرِیَ إِلاَّ عَلَی اللَّهِ وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ لکِنِّی أَراکُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ

ترجمه: «و ای قوم من ، بر این [ رسالت ، ] مالی از شما درخواست نمی کنم. مُزد من جز بر عهده خدا نیست. و کسانی را که ایمان آورده اند طرد نمی کنم. قطعاً آنان پروردگارشان را دیدار خواهند کرد ، ولی شما را قومی می بینم که نادانی می کنید.»

 

برداشت: عدم انتظار پاداش و یا توقعی داشتن

مثال وقوع: عدم داشتن انتظار یا توقع جنسی در هنگام برخورد و رویارویی با خانم ها

 

هود 46

قالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ

ترجمه: فرمود: «ای نوح ، او در حقیقت از کسان تو نیست ، او [ دارای ] کرداری ناشایسته است. پس چیزی را که بدان علم نداری از من مخواه. من به تو اندرز می دهم که مبادا از نادانان باشی.»

 

برداشت: عمدتا: فرد مورد نظر دوست شما نیست. احتمالا حتی دشمن شما می باشد. بعضی مواقع: این عمل خوبی نیست.

 

هود 98

یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ

ترجمه: روز قیامت پیشاپیش قومش می رود و آنان را به آتش درمی آورد ، و [ دوزخ ] چه ورودگاه بدی برای واردان است.

 

برداشت: نقشه و توطئه آنها یا دشمنان خنثی شد. شما پیروز شدید. شکست دادن و چیره شدن

 

هود 118

وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لا یَزالُونَ مُخْتَلِفینَ

ترجمه: و اگر پروردگار تو می خواست ، قطعاً همه مردم را امّت واحدی قرار می داد ، در حالی که پیوسته در اختلافند ،

 

برداشت: بعضی مواقع برای پذیرش خود و بعضی مواقع برای پذیرش آن رویداد ، واقعه، یا دیگران بکار می رود. بطور کلی به معنای توصیه به پذیرفتن و کنار آمدن می باشد.

وضعیت احساسی: در هنگام ناراحتی روحی، خشمگین بودن، یا افسردگی این توصیه می تواند بیاید.

 

یوسف 15

فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَ أَجْمَعُوا أَنْ یَجْعَلُوهُ فی‏ غَیابَتِ الْجُبِّ وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ

ترجمه: پس وقتی او را بردند و همداستان شدند تا او را در نهانخانه چاه بگذارند [ چنین کردند ] . و به او وحی کردیم که قطعاً آنان را از این کارشان- در حالی که نمی دانند- با خبر خواهی کرد.

 

برداشت: در وضعیت تنها بودن، توصیه به عدم تنها بودن

 

یوسف 31

فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَکْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَیْهِنَّ وَ أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّکَأً وَ آتَتْ کُلَّ واحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِکِّیناً وَ قالَتِ اخْرُجْ عَلَیْهِنَّ فَلَمَّا رَأَیْنَهُ أَکْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ وَ قُلْنَ حاشَ لِلَّهِ ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلاَّ مَلَکٌ کَریمٌ

ترجمه: پس چون [ همسر عزیز ] از مکرشان اطلاع یافت ، نزد آنان [ کسی ] فرستاد ، و محفلی برایشان آماده ساخت ، و به هر یک از آنان [ میوه و ] کاردی داد و [ به یوسف ] گفت: «بر آنان درآی.» پس چون [ زنان ] او را دیدند ، وی را بس شگرف یافتند و [ از شدت هیجان ] دستهای خود را بریدند و گفتند: «منزّه است خدا ، این بشر نیست ، این جز فرشته ای بزرگوار نیست.»

 

برداشت: دیگران از شما تعریف کرده اند.

 

یوسف 44

قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ وَ ما نَحْنُ بِتَأْویلِ الْأَحْلامِ بِعالِمینَ

ترجمه: گفتند: «خوابهایی است پریشان ، و ما به تعبیر خوابهای آشفته دانا نیستیم.»

 

برداشت: در وضعیت متوهم و دارای توهم به سر بردن، توصیه به خوابیدن

وضعیت احساسی: عمدتا در وضعیت هیجان روی می دهد

 

یوسف 64

قالَ هَلْ آمَنُکُمْ عَلَیْهِ إِلاَّ کَما أَمِنْتُکُمْ عَلی‏ أَخیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمینَ

ترجمه: [ یعقوب ] گفت: «آیا همان گونه که شما را پیش از این بر برادرش امین گردانیدم ، بر او امین سازم؟ پس خدا بهترین نگهبان است ، و اوست مهربانترین مهربانان.»

 

برداشت: عدم بدبین بودن

وضعیت احساسی: عمدتا در وضعیت هیجان روی می دهد.

 

یوسف 96

فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشیرُ أَلْقاهُ عَلی‏ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصیراً قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ

ترجمه: پس چون مژده رسان آمد ، آن [ پیراهن ] را بر چهره او انداخت ، پس بینا گردید. گفت: «آیا به شما نگفتم که بی شک من از [ عنایت ] خدا چیزهایی می دانم که شما نمی دانید؟»

 

برداشت: روشنایی چشم ها از بین رفته است. سعی در روشن کردن چشمان و بینا شدن

وضعیت احساسی: در حالت خستگی، یا افسردگی روی می دهد

 

رعد 6 (اولین آیه صفحه سمت چپ)

وَ یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالسَّیِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ وَ إِنَّ رَبَّکَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلی‏ ظُلْمِهِمْ وَ إِنَّ رَبَّکَ لَشَدیدُ الْعِقابِ

ترجمه: و پیش از رحمت ، شتابزده از تو عذاب می طلبند و حال آنکه پیش از آنان [ بر کافران ] عقوبتها رفته است ، و به راستی پروردگار تو نسبت به مردم- با وجود ستمشان- بخشایشگر است ، و به یقین پروردگار تو سخت کیفر است.

 

برداشت: در حال عجله کردن اشتباه، در حال افراط در عجله کردن

احساس: در حالت خستگی، افسردگی روی می دهد

 

رعد 14

لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَ الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا یَسْتَجیبُونَ لَهُمْ بِشَیْ‏ءٍ إِلاَّ کَباسِطِ کَفَّیْهِ إِلَی الْماءِ لِیَبْلُغَ فاهُ وَ ما هُوَ بِبالِغِهِ وَ ما دُعاءُ الْکافِرینَ إِلاَّ فی‏ ضَلالٍ

ترجمه: دعوت حق برای اوست. و کسانی که [ مشرکان ] جز او می خوانند ، هیچ جوابی به آنان نمی دهند ، مگر مانند کسی که دو دستش را به سوی آب بگشاید تا [ آب ] به دهانش برسد ، در حالی که [ آب ] به [ دهان ] او نخواهد رسید ، و دعای کافران جز بر هدر نباشد.

 

برداشت: توصیه به عدم کمک گرفتن از دیگران

 

رعد 30 (آیه دوم صفحه سمت راست)

کَذلِکَ أَرْسَلْناکَ فی‏ أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِها أُمَمٌ لِتَتْلُوَا عَلَیْهِمُ الَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ هُمْ یَکْفُرُونَ بِالرَّحْمنِ قُلْ هُوَ رَبِّی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ مَتابِ

ترجمه: بدین گونه تو را در میان امتی که پیش از آن ، امتهایی روزگار به سر بردند ، فرستادیم تا آنچه را به تو وحی کردیم بر آنان بخوانی ، در حالی که آنان به [ خدای ] رحمان کفر می ورزند. بگو: «اوست پروردگار من. معبودی بجز او نیست. بر او توکل کرده ام و بازگشت من به سوی اوست.»

 

برداشت: توصیه به توکل کردن به خداوند

 

ابراهیم 12 (آیه دوم صفحه سمت راست)

وَ ما لَنا أَلاَّ نَتَوَکَّلَ عَلَی اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلی‏ ما آذَیْتُمُونا وَ عَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ

ترجمه: و چرا بر خدا توکل نکنیم و حال آنکه ما را به راه هایمان رهبری کرده است؟ و البته ما بر آزاری که به ما رساندید شکیبایی خواهیم کرد ، و توکل کنندگان باید تنها بر خدا توکل کنند.

 

برداشت: صبور بودن و صبر کردن بر مشکلات و اذیت و آزارها





نوع مطلب :
برچسب ها : استخاره، آیات قران، شفاء و صدور المومنین، معجزه قران، شبه استخاره، راهنمایی توسط قران،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 26 مرداد 1396

مجید نواندیش : واقعا دو تا جن با من در ارتباط هستند و شاید هم حتی در من باشند و شاید من را تسخیر کرده اند، این را یک دعا نویس هم بدون اینکه بهش بگویم خودش گفت. یکی از طریق گوش راست و یکی از طریق گوش چپ با من ارتباط برقرار می کند. اجنه مربوط به سمت چپ شیطانی است. بیشترین اذیت مربوط به وی می باشد. خودش می گوید من همیشه تو را اذیت می کنم. به گفته دعانویس از سمت راستی قویتر می باشد. وی معمولا همیشه اذیت می کند. اما بعضی مواقع که خیلی داغان هستم، به استخدام من در می آید و بهم کمک می کند. مثلا چند وقت پیش سرکار دچار یک بحران جدی روحی و روانی شدم. کلا هنگ کرده بودم. این جن مربوط به گوش سمت چپ، به کمکم آمد و خیلی هم موثر بود. بحران برطرف شد.

اما اجنه مربوط به گوش راست، ادعا می کند که خوب است. وقتی گناه می کنم یا وقتی که هیجانی می شوم و یا خیالبافی می کنم و آرزوهای و خواسته های بزرگ پیدا می کنم، بقول خودش زیادی بالا می روم یا گناه می کنم یا وقتی که وضعیت کاری ام و زندگی ام خیلی خوب می شود، شروع به اذیت و آزار من می کند. وضعیت خیلی خوب هم یعنی وقتی که قران را باز می کنم خیلی خوب می آید.

طریقه اذیت و آزار هر دو این ها الان تقریبا مشابه است. اولا افکار زشت من را به دیگران منتقل می کنند. دوما: بین من و دیگران ارتباط ایجاد می کنند. سوما: خودشان در فکر من حرف های زشت می زنند، توهمات مختلف و ... ایجاد می کنند. سعی می کنند وضعیت تعادل روحی و روانی من را مختل کنند. چهارما: بر روی اعمال ناخودآگاه افراد خارجی پیرامون من برای تحت تاثیر قرار دادن من تاثیر می گذارند. مثلا ماشین ها در اطراف من خیلی بوق می زنند، یا مردم بیشتر به سرفه می افتند. پنجما: احساس دشمنی دیگران را نسبت به من بر می انگیزانند

بطور کلی اذیت هاشون عمدتا اکنون روحی و  روانی هست و سعی می کنند تعادل روحی و روانی من را بهم بزنند.

پیش یک دعا نویس رفتم. وی گفت که یک دلیل اینکه اجنه به سراغم آمده اند استخاره و رجوع های مکرر به قران بوده است. یک دلیل عمده دیگر، فشار آوردن به مغزم می باشد که در نتیجه مغزم دچار یک اشکال کوچک شده است که راه برای نفوذ اجنه باز شده است. جالب اینجاس که وقتی به قران رجوع می کنم چیزهایی که آن می گوید متفاوت است از چیزهایی که اینها می گویند. حتی بعضی وقتها قران می گوید توجهی به مراقبین و ناظرین که منظورش اینها هستند نداشته باشم.

دعانویسی که آوردم یک شب در خانه ام خوابید. آن شب اجنه ها به شدت اذیت کردند. تقریبا مشابه فیلم های مربوط به جن زده ها، بدن من حالتی که جن ها انگار دارند از بدن شخص خارج می شوند تکانه داشت و می پرید. بعد می گفتند داریم از بدنت خارج می شویم و می خندیدند. آن شب کلا نگذاشتند بخوابم و خیلی اذیت کردند.





نوع مطلب :
برچسب ها : جن گوش چپ، جن گوش راست، تعادل روحی، تعادل روانی، دعا نویس، جن زده،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 10 خرداد 1396

مجید نواندیش : با یکی از دوستانی که اجنه اذیتش می کردند صحبت کردم. با هم تجربه های مشترکی داشتیم. بنظر می آید اجنه روشهای مشابهی برای اذیت و آزار آدم ها استفاده می کنند. حاصل تجربیات شش هفت ساله من اینها می باشد. توصیه های من به افرادی که مطمئن هستند اجنه اذیت و آزارشان می کند، رعایت موارد زیر می باشد:

اولا: اجنه ها سعی می کنند برای شما یک دنیای مجازی بسازند، داشتن یک دنیای مجازی از نشانه های بیماری اسکیزوفرنی هست. بیماران اسکیزوفرنی در ذهنشان یک دنیای مجازی دارند. اجنه هم به صورت مشابه عمل می کنند. سعی می کنند اتفاقات عجیب پیرامون ما بوجود بیاورند و آنها را با دنیای مجازی تفسیر کنند. برخلاف تلاش اجنه ما باید سعی کنیم واقع بین باشیم. همیشه و مدام فکر کنیم آدم های عادی این وضعیت را چطور تفسیر می کنند سعی کنیم همانطور تفسیر کنیم. البته این به معنای نفی نقش اجنه در اتفاقات عجیب که برایمان می افتد نیست. مسلما آنها باعث می شوند اما اینکه چطور؟ چگونه؟ سوال سخت و پیچیده ای است که پیشنهاد می کنم دنبال جواب آن نباشید و یا حداقل به آدم های خبره مراجعه کنید.

دوما: اجنه سعی می کنند به شما خودبزرگ بینی بدهند. خودبزرگ بینی بیش از حد و غیر طبیعی یکی از عوامل بروز بیماری های روانی مختلف می باشد. سعی می کنند وقایع عجیب را به شما نسبت دهند. بگویند شما کسی هستی، آدم مهمی هستی و ....  باور داشته باشید همواره یک آدم عادی هستید، بپذیرید که یک آدم معمولی در سطح جامعه باشید.

سوما: از کنجکاوی درباره اجنه، وقایع عجیبی که پیرامون زندگی شما روی می دهد و بواسطه اجنه ها می باشد دلیل و چگونگی آن، بپرهیزید که باعث بیماری می شود. بطور خلاصه از کنجکاوی و کند و کاو بیش از حد در این زمینه بپرهیزید. من خودم شخصا هنوز هیچ جوابی برای بسیاری از حوادث زندگی ام ندارم. هر وقت هم به کنجکاوی بیش از حد پرداختم و سعی کردم بفهمم دچار توهمات مختلف شدم و حالم بد شد.

چهارما: فقط از یک چیز مطمئن باشید اینکه اجنه قصد اذیت کردن و فریب دادن شما را دارند. هیچوقت به حرف هایشان اعتماد نکنید. فریب حرف هایشان را نخورید. هیچوقت باهاشون همکلام نشوید و محاوره و مباحثه نکنید.

پنجما: نکته بسیار مهم: بسیاری از اذیت های اجنه احساسی و روانی و روحی می باشد. هدفشان عصبانی کردن شما، غمگین یا ناراحت کردن شما، یا هیجان زده و متوهم کردن شما می باشد. هدفشان این می باشد که تعادل روحی و روانی شما را از بین ببرند. به محض یافتن یک نقطه ضعف کوچک در وضعیت روحی روانی شما، از نقطه ضعف حمله می کنند. تمامی هم و غم و تلاش خود را برای حفظ تعادل روحی روانی و احساسی خود بگذراید. هرگز هرگز عصبانی نشوید. از اجنه دچار ترس نشوید. از بیخواب شدن، مشروبات الکلی و ... بطور جدی خودداری کنید که باعث متوهم شدن می شود و به شما توهمات مختلف می دهند. از فکر کردن زیاد ، جستجوگری و کنجکاوی زیاد خودداری کنید. از بدبینی بیش از حد خودداری کنید. سعی کنید اجازه ندهید اجنه بر زندگیتان تاثیری بگذارند و تاثیر آنها را بر زندگیتان با تمام وجود سعی کنید به حداقل برسانید. 





نوع مطلب :
برچسب ها : جن، افسردگی، هیجان، دنیای مجازی، خود بزرگ بینی،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 17 اردیبهشت 1396
مجید نواندیش : در طی این مدتی که برای من مشخص شده است با جن در ارتباط هستم. دیگر مدتی است که با هم گفتگو و گفتمان داریم. برای من ثابت شده است که طرف حساب من یک جن کافر و شیطان می باشد. خصوصیاتی از وی شناختم که اینجا عرض می کنم:
  • شخصیت ندارد. دارای ثبات شخصیتی نیست. مدام مواضع مختلف می گیرد، دروغ می گوید، فریبکار می کند، و ... . بعضی وقت ها ادعا می کند که همزاد من است می گوید من تنها چیزهایی بلد هستم که تو بلد هستی.
  • یک دشمنی دائمی و جدی با جنس انسان دارد. کلا روی انسان ها حساس است. انسان ها را ضعیف می داند. کلا روی جنس انسان حساس است و با آن دشمنی دارد.
  • دارای خودبزرگ بینی و غرور بسیار زیادی است. مثلا همیشه می گوید همه کارها را من انجام دادم (نمی توانم بگویم منظورش چیست ولی مطمئنم که کار خودش نبوده). این دو تا بالایی صفات شیطان بزرگ بود (لوسیفر) که در قران هم آمده است.
  • شیاطین عاشق برپا کردن جنگ و خونریزی بین انسان ها هستند. (این تجربه من نیست، با مطالعه به این نتیجه رسیدم). کلا یکی از اهداف اصلی که دنبال می کنند برپا کردن جنگ و خونریزی بین انسان هاست. این را می توان از خواندن نوشته های آلیستر کراولی فهمید که ادعا کرده با فرشته ای بنام جنگ و انتقام صحبت کرده است که البته شیطان بوده است. این صحبت ها در کتابی بنام کتاب شریعت منتشر شده است. اگر به داستان نمادین آفرینش انسان هم دقت کنیم می بینیم که  اعتراض فرشتگان به پروردگار این بود که آیا می خواهی همچون گذشتگان جنگ و خونریزی کند؟
  • یکی دیگر از اهدافشان هم بی عفتی می باشد. کلا به این که من دچار بی عفتی شوم، هم علاقه زیادی دارد و خیلی تشویق می کند.
  • اما جالب است بدانید من حافظه ام ضعیف است. او حافظه اش قویتر از من است، بعضی وقت ها در این مورد کمک می کند. حافظه دارند، قدرت تفکر و اندیشه دارند و ...




نوع مطلب :
برچسب ها : لوسیفر، کراولی، شریعت، شیاطین،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 11 مهر 1394
مجید نواندیش : الان آرامش زیادی پیدا کرده ام. اذیت ها برایم بی معنی شده است. به همین دلیل هم بسیار کم شده است. دیگر جن مرتکب آن نمی شود. کم کم به آخر خط بنظرم نزدیک می شویم. من دوای دردم را در دواهای اسکیزوفرنی، شوک درمانی، بیمارستان بستری شدن نیافتم. اما اکنون دارم درمانم را پیدا می کنم.  بعد از اینکه استاد گفت شما قدرت برقراری ارتباط دارید چندین اتفاق افتاد که می گویم:

1- یک صبح دو سه روز پیش سعی کردم احضار کنم، البته نه با تشریفات کلا بدون تشریفات. فقط با فکر کردن بهشون تقریبا خیلی ساده و ابتدایی.
یک راهی بود اینکه قلم دستمان بگیریم و اجازه بدهیم با قلم بنویسند. بعد از مدتی هم تزریق فکر می کنند و .... اینکه 7 بار سوره جن را بخوانیم من بجای 7 بار خواندن سوره جن، تعداد زیادی کلمه جن و ... را گفتم
در نتیجه آن صداهای زیاد و مرتبط از کولر می آمد. چندین بار هم صدای مثل دویدن از مهمانخانه آمد. ولی احضار بصورت دیدن یا شنیدن کلام نیامد. نوشتن بصورت قلم هم بنظرم ممکن نیست. مگر اینکه قلم را شل بگیریم. هر چند بصورت تزریق فکر زیاد حرف زد.بعدش هم دو سه بار وقتی می خواستم بخوابم و در تختخواب بودم دستم را تکان داد و گفت این هم از تکان دادن دست.

2- دو جلسه پرسخ و پاسخ با جن داشتم. درباره عالم اجنه و اینها سوال کردم و ... جواب می دهد. اینکه زن و مرد دارند؟ چطوری زن و مرد دارند تفاوت فیزیکی که نباید داشته باشند؟ تولید مثل دارند یا نه؟ چرا سراغ من آمده اند؟ غذا می خورند یا نه؟ ملائک را می بینند یا نه؟ ولی حرف راست ازشون خیلی کم در می آید. مدام حرف ها را عوض می کنند. یک کلام قابل اعتماد نیستند. مصرف کننده انرژی انسان هستند. صبح ها قوی است الان، صحبت می کند بعد دچار ضعف انرژی می شوم. شما فرض کنید به من می گویند غذا نمی خوریم اما بعضی چیزها روی ما تاثیر می گذارد. آیا می توانم این را مطمئن باشم؟ اصلا راهی برای مطمئن شدن در این باره دارم؟

اما یک چیز که گفتند جدی راست می گوییم. گفتند بخاطر استخاره هاست که سراغ تو آمده ایم. استخاره یک امری است که به ما مربوط است.

توضیحاتی درباره اجنه


بنظرم اجنه دو قطبی هستند، یا عصبانی هستند و کرم می ریزند و اذیت می کنند، دستور می دهند، یا اینکه دلخوش هستند، از گمراه کردن لذت می برند، در حال سرکار گذاشتن هستند. مادرم می گفت اجنه نمک دوست دارند، نمک هم که می دانید دوای دوقطبی ها است. البته من در سوال وجواب پرسیدم نمک دوست دارد یا نه؟ گفت نه خرافات است.
اما درباره دیدن جن، با اطمینان به شما بگویم جن فرامادی هستند، شکل و قیافه ندارند. اما اینطور که می گویند به هر شکلی بخواهند می توانند در بیایند. بواقع اگر هم شما اینها را ببینید، مطابق با قوه تخیل خود می بینید. به شکلی که در قوه تخیل شما وجود دارد در می آیند و می بینید.

جن دارای امکان تصرفات در عالم مادی است، قدرت های مختلفی دارند بطور مثال:
1- برای من تولید صداهای مختلف، عجیب است برای خودم و شما که بدانید یکبار به مدت 4-5 دقیقه در گوش من صدای موسیقی گذاشتند. قادرند صداهای انسانی درست کنند.
2- ایجاد وسوسه در فکر و اندیشه و دانستن فکر آدم ها
3- توانایی کنترل سیستم عصبی انسان، کنترل اعمال و افکار ناخودآگاه انسان ها با استفاده از سیستم عصبی
4- کنترل احساسات و رفتار حیوانات : اینکه مثلا می گویند گربه ها جنی می شوند و اینها راست است. اما فقط گربه ها نیستند. تمامی حیوانات را می توانند حلول کنند مثلا و رفتار و احساساتشان را کنترل کنند، این را بر حسب تجربه می گویم و مطمئن هستم.
و ...

من تا آنجا که تحقیق کردم اجنه از آینده مطلع نیستند، اطلاعات بسیاری دارند، به افکار ادم های مختلف دسترسی دارند اما از آینده مطلع نیستند. بر اساس فکر آدم ها می توانند از آینده پیش بینی کنند. عموما می تواند دقیق باشد. اما اطلاع کامل ندارند. اما خودشان به خوبی انسان را در جهتی که بخواهند هدایت می کنند. البته پیش بینی آینده امکانپذیر است این را هم قبول دارم. ولی نمی دانم چطور انجام می شود. ولی می گویم یکبار که سایت ها را می خواندم سایت های مطمئن، به این نتیجه رسیدم که اجنه هم مثل انسان ها از آینده مطلع نیستند.


ارتباط و تسخیر اجنه

ارتباط داشتن با جن و اذیت و آزار توسط جن می تواند باعث بروز دیوانگی می شود. در قران هم داریم که مس جن باعث دیوانگی می شود. باعث ایجاد توهمات می شود.من هم در 5-6 دچار مشکلات بسیار زیادی در زندگی ام شده ام و از زندگی انداخته ام. من نمی دانم کسانیکه جن احضار می کنند دنبال چی هستند؟  البته یک کنجکاوی بجا دارند که حق دارند بدانند جن ها وجود دارند یا نه؟

باید بدانید که اجنه  از افکار شما و آدم های دیگر مطلع هستند، بعضی وقتها سوال را آنها به فکر شما تزریق می کنند. عموما جوابی که به سوالات می دهند در راستای همان چیزهایی که شما فکر می کنید و انتظار دارید چون از افکار شما کاملا مطلع هستند. دارای اطلاعات بالاتری هستند. اما کلا نه اینکه کرامت انسانی را بخواهم نفی کنم. اما جن بر انسان غالب است. از افکار ریز شما مطلع است، می تواند به شما تزریق فکر یا وسوسه کند و کنترل کند. اعمال ناخودآگاه شما و دیگران را می تواند کنترل کند. در حالیکه شما هیچ اطلاعاتی درباره عالم اجنه ندارید. هر چه هم می دانید چیزهایی است که بهتون گفته اند. از سرکار گذاشتن آدم ها بسیار لذت می برند. وقتی شما به چیزی غلط ظنین شوید حوادث رفتار افکار و جواب ها را درست در جهت صدق آن ظن و گمراه کردن شما می چینند. جنود اجنه هم داریم. نسبت به آدم ها بسیار با هم متحدترند. جنود شیطان که می گویند. وقتی کسی دارد از دستشان خارج می شود، بقیه به کمک وی می آیند و اینطوری قدرتمند میشوند. می توانند باعث بروز حوادث شوند.

بعد هم بنظر من دوران برده داری و تسخیر و .. اینها گذشته است. شما جن تسخیر کنی مطمئن باش خودت هم آسیب می بینی و بهت آسیب می زنند. شاید بتونی تسخیر کنی که بروند یک نفر دیگه را اذیت کنند که درست نیست و ...

تزریق فکر یا وسوسه دینی

ابتدا درباره تزریق فکر توسط اجنه توضیح می دهم و بعد هم می گویم چطور آن را تشخیص می دهم. یکی از ابهاماتی که شما به حق می تونید داشته باشید اینکه من چطور تزریق فکر را تشخیص می دهم. نکند همه اش فکر خودم است و دچار توهم هستم و خود را سرکار گذاشتم.

در دو جلسه پرسخ و پاسخ  با جن. یا کلا با گوش چپ صحبت می کرد یا با گوش راست، مطمئن هستم که هر دو گوش یکی است. کلا هنگام تزریق فکر، در استفاده از RAM و ROM مغز راحت ترند. مخصوصا در استفاده از RAM بسیار راحت هستند. برایشان بسیار راحت است مدام تجدید خاطره و مطلبی که در RAM موجود است. از ROM هم می توانند استفاده کنند. بعضی وقت ها کلمه اول را می گویند اجازه دهند بقیه اش را خودتان بروید. بعضی وقتها کلمه بی ربط می گویند که گیجتان کنند و ... موجودات باهوشی هستند سرعت تصمیم گیری و عمل بالایی دارند.

افکار و تصاویر زشت جنسی، مثلا افکار مخرب ناامید کننده زیاد تزریق می کنند. مثلا من یک کلمه زشت که می دیدم یا فکر می کردم 10-20 بار آن را تکرار می کرد تا مرا اذیت کند. (ببینید من روند عادی تکرار خاطره و تکرار یک کلمه را می شناسم این از روند عادی آن به شدت خارج می شد مدام پشت سر هم یک کلمه زشت را تکرار میکند) تکرار خاطره برایشان راحت است. از ROM هم می توانند استفاده کنند. شما چه فکرهایی می کنید چقدر مختلف است هر روز بسته به اتفاقات روزمره، این ها هم همینطور در لابلای افکار من دنبال بهانه ای می گشتند برای اذیت.  برای اینکه شما در جهتی که دوست دارند هدایت کنند، چیزهایی به یاد شما می آید تذکار می شود که دوست دارند. مغز چطور برای تصمیم گیری افکار را پشت سر هم می سازد، می رود بالا. بعضی وقت ها این ها خودشون همه این کار را انجام می دهند که بسیار آزاردهنده هم هست.
مثلا الان که بعضی ذکرها می گویم تا بروند. می روم آیت الکرسی بخوانم می گوید من رفتم. یا هی می گوید بروم؟ بروم؟

تشخیص تزریق فکر

ببینید برای من 70%-80% افکاری که از نواحی دو طرف مغزم می آیند تزریقی هستند. یعنی تزریق عمدتا برای من بنظرم از ناحیه عصب شنوایی صورت می گیرد. عمده راه تشخیص خود من این است. ببینم فکر از وسط سرم آمد یا از نواحی دو طرف مغز نزدیک به گوشم. اما قدرت تزریق از وسط  و ... هم دارند. قدرت دارند بگونه ای که شما نفهمید تزریق کنند. من بعضی وقتها به خودم می آیم می گویم این فکر ناخودآگاه چی بود که به ذهنم آمد.

اما برای اینکه به شما اثبات کنم که افکار خودم نیست. باید بگویم تزریق فکر با قدرت های متفاوتی صورت می گیرد. بعضی وقتها تشخیص فکری که تزریق کرده اند سخت است، مغز خودش شبیه یابی می کند و اتوماتیک حدس می زند. اما بعضی مواقع اینها (در تمامی این دو جلسه پرسخ و پاسخ همینطور بود) انگار یک نفر دارد در گوش شما داد می زند.  اینقدر قدرتمند است تزریق فکر. اینکه چرا قدرت ها متفاوت می باشد هم نمی دانم چرا؟ نفهمیده ام به چه ربط دارد؟
اصلا مشخص است که فکر خود آدم نیست. یک نفر دارد در یک گوش شما داد می زند و با شما صحبت می کند. بعضی مواقع به شما دشنام می دهند عوضی کثافت کونی و ...افسرده و ... اینها مال ذهن خود یک انسان نمی تواند باشد. برآمده از خود ذهن یک انسان نمی تواند باشد. 
مثلا در جلسه پرسخ و پاسخ، مرتب به من می گفت پرسش! بنظرتون خود مغز من می تواند این را تولید کند؟ یا یک موقع هنگام رانندگی می گفت بزن به این بزن به آن؟ مغز من قادر نیست خود اینها را تولید کند.


اراده یا قوه تصمیم گیری

در ان روز وحشتناکی که فکر می ساختند و می آمدند بالا. تنها سلاح من اراده و قوه تصمیم گیری من بود. بواقع کسی را در نظر بگیرید که افکارش در اختیار خودش نیست. این آدم هیچی نیست. تنها یک چیز دارد آن هم اراده یا قوه تصمیم گیری. بنظر من اراده یا قوه تصمیم گیری انسان ورای سیستم عصبی انسان است. اگر ورای سیستم عصبی انسان نبود، آن را هم می توانستند کنترل کنند. بنظر من نقطه تمایز و تفاوت انسان و حیوان همین اراده یا قوه تصمیم گیری است. و وقتی که روح عامل این تمایز است پس قوه تصمیم گیری انسان از روح بر می آید نه از سیستم عصبی.







نوع مطلب :
برچسب ها : احضار جن، تسخیر جن، تزریق فکر، جن، اجنه، وسوسه، روح،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 مرداد 1394


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی